اهرم و دارایی موجود


تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی شرکت‌ها با هدف مشخص شدن ارزش ذاتی سهام آن‌ها است. به عنوان مثال گاهی سهام شرکتی بالاتر از ارزش واقعی آن قیمت‌گذاری می‌شود و در نتیجه با مشخص‌شده قیمت واقعی، سهامداران متضرر خواهند شد. برعکس این حالت نیز رخ ‌داده و گاهی سهام شرکت پایین‌تر از ارزش واقعی قیمت‌گذاری شده و در نهایت با مشخص شدن ارزش واقعی سهم، سرمایه‌گذاران سود قابل توجهی را کسب خواهند کرد.

اهرم و محاسبه آن در اختیار معامله ها

اهرم اختیار معامله عبارت است از چند برابری یا ضریب معادل و همسنگ نقدی، در یک موقعیت اختیار معامله؛ نسبت به قیمت نقدی واقعی (در عمل) دارایی پایه یا موردنظر آن قرارداد.

*دکتر احمدیزدان پناه

به گزارش «پایگاه خبری بورس کالای ایران»، قدرت اهرم ­ها از اولین مطالبی هستند که همه ما در دوران تحصیل یاد می ­گیریم. مفهوم اهرم به دوران ارشمیدس بر می­گردد. که ادعا کرده بود می ­تواند دنیا را جابه جا کند، بشرط آنکه اهرمی به اندازه کافی بلند، در اختیار داشته باشد! بطور خلاصه، اهرم این قدرت را می­دهد که از یک عامل و عنصر کمتر سودآور به عاملی با قدرت خلق منفعت بیشتر دست یابیم. در اصطلاح سرمایه ­گذاری، اهرم­ های مالی این توان واجازه را می­ دهند که با یک میزان پول کوچکتر در مسیر معاملات به میزان پول بیشتری برسیم. از مشتقه­ ها، " اختیار معامله سهام" مثال بارز این مفهوم از اهرم مالی است.

کاربری اهرم در قراردادهای اختیار معامله باعث این افسانه بین مردم شده است که شما در عرض چند روز با بکارگیری اختیار معامله­ ها می­ توانید از هزار واحد پولی چند صد هزار واحد سود بدست آورید. در واقع، سود بالقوه نامحدود و نجومی معاملات اختیار معامله­ ها بخاطر کاربرد اهرم باعث شده، که معامله­ گران سفته باز را به سوی این معاملات بیشتر بکشاند، چرا که سود بیشتری را در شرایط امن تر می­توانند نسبت به معاملات کوتاه مدت سهام که به نوسان گیری ( Swing Trading ) موسوم هستند، با معاملات اختیار معامله بدست آورند.

اهرم اختیار معامله چگونه کار می­کند؟

اختیار معامله سهام برای هر قرارداد، که شامل ۱۰۰ سهم است، اهرم می­سازد که هزینه آن فقط بخشی از سهام پایه آن قراردادها هستند. این امر به معامله­ گران اختیار معامله این امکان را می­ دهد تا با همان تعداد سهم و با هزینه کمتر بر میزان سود بیشتری کنترل داشته باشند.

مثال: فرض کنید شما ۱۰۰۰ دلار دارید و می­خواهید در سهام شرکت XYZ سرمایه­گذاری کنید.سهام شرکت مزبور در حال حاضر به ۵۰ دلار معامله می­شود، در حالی­که برای آن سهام اختیار خریدی به قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار موجود است و بهای هر قرارداد مزبور ۲ دلار است . در این مورد شما بسهولت می­ توانید تمامی پول خود را صرف خرید ۲۰ سهم از آن شرکت نمایید و یا می­توانید با خرید ۵ قرارداد اختیار خرید سهام آن شرکت با قیمت اعمال ۵۰ دلار، کنترل ۵۰۰ سهم از سهام آن شرکت را بدست گیرید. با مبلغ یکسانی از پول، شما توانسته­اید ۲۵ برابر از آن سهام را نسبت به خرید عادی و معمولی آن سهام بدست آورید. این یعنی قدرت بکارگیری اهرم در معاملات اختیار معامله.

محاسبه اهرم در اختیار معامله­ها

با توجه به مثال قبل، شما می­توانستید با ۵ قرارداد، «اختیار خرید سهام» شرکت XYZ تعداد ۵۰ سهم را با قیمت توافقی اعمال یا توافقی ۵۰ دلار در اختیار بگیرید. که مبلغ آنها برای خرید سهام با حجم آن تعداد سهام بطور معمول تفاوت دارد. در اختیار سهام فقط بخشی از نوسان قیمت سهام پایه قرارداد، که بستگی به مقدار دلتا ( Delta ) دارد مطرح است. نوعاً در وضع " At- The- Money "( ATM ) مقدار دلتا ۵/۰ است. این بدان معنی است ،که هر قرارداد با قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار به ازای هر ۱ دلار نوسان در سهام پایه به اندازه ۵/۰ دلار نوسان پیدا می­کند.

مثال: فرض کنید سهام شرکت XYZ ترقی کند. و هر سهم به۵۵ دلار برسد، قیمت قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار برای هر سهم حالا از ۲ دلار به ۵/۴ دلار می­رسد. (۵/۲= ۵/۰×۵ دلار)

بنابراین، در عمل اهرم اختیار معامله با بکارکیری فرمول زیر قابل محاسبه است:

قیمت اختیار معامله (قیمت اختیار معامله- دلتای معادل و هم تراز سهم)= اهرم اختیار معامله

با توجه به مثال قبل که قیمت سهام شرکت مزبور به ۵۰ دلار معامله می­شود. و آن قرارداد اختیار خرید قیمت اعمال ۵۰ دلار و دلتای ۵/۰ دارد؛ می­ توان اهرم قرارداد مزبور را محاسبه کرد:

برابر ۵/۱۱= ۲/ (۲- دلار[۵/۰×۵۰ دلار])= اهرم اختیار معامله

محاسبه اهرم اختیار معامله بالا نشان داد که اختیار خرید سهام شرکت XYZ با قیمت اعمال ۵۰ دلار با اهرمی ۵/۱۱ برابر همراه است، که بدان معنی است که به شما این قدرت و امکان را می­ دهد که با یک میزان پول، سودی ۵/۱۱ برابر بسازید. هم چنین این بدان معنی است که به شما قدرت کنترل، با همان میزان پول، ۵/۱۱ برابری برای سهام آن شرکت را بدست آورید. به زبان غیر تخصصی، اهرم اختیار معامله پول شما را ۵/۱۱ برابر بسط داده است و شما با ۱۰۰۰ دلار سرمایه­گذاری یا خرید آن سهام، قدرت کنترل ۱۱۵۰۰ دلار از آن سهام را بدست آورده­اید!

تفسیر اهرم در اختیار معامله­ ها

شناخت قدرت اهرم در چند برابر نمودن کنترل ما بر سهام یا هر دارایی پایه دیگر، برای معاملات اختیار معامله بسیار حیاتی است، چرا که اهرم از طرف دیگر ریسک زیان ما را نیز چند، برابر می­ کند. تمام اهرم­ ها شمشیر دولبه هستند، و تناسب "ریسک و پاداش " معاملات را شکل می دهند. به مین دلیل اهرم اختیار معامله، وقتی آن قرارداد در شرایط یا وضع " In- The- Money "( ITM ) هستند. همیشه نسبت به وقتی که در وضع " At- The- Money "( ATM ) کمتر است و این به اهرم و دارایی موجود نوبه خود کمتر از وقتی است که آن قرارداد وضع Out- Of- The- Money ( OTM ) است.

در مثال زیر مقایسه بین وضع سه گانه فوق بهتر نشان داده است:

مثال: با توجه به مثال بالا؛ سهام شرکت XYZ به ۵۰ دلار معامله می­ شود و برای آن سهام اختیار خرید سهام در سه موقعیت زیر وجود دارد:

  1. قرارداد اختیار خریدی با قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار که بهای آن ۲ دلار و مقدار دلتای آن ۵/۰ است.
  2. قرارداد اختیار خریدی با قیمت اعمال ۴۵ دلار و بهای ۶ دلار که دلتایی معادل ۸/۰ دارد
  3. قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال ۵۵ دلار و بهای ۱۰/۰ دلار که دلتایی معادل ۰۱/۰ دارد

برابر ۵/۱۱= ۲ دلار/ (۲ دلار- [۵/۰×۵۰ دلار])= (۱) اهرم اختیار معامله

برابر ۷/۵= ۶ دلار/ (۶ دلار- [۸/۰×۵۰ دلار>)= (۲) اهرم اختیار معامله

برابر ۴۹= ۰۱/۰ دلار/ (۰۱/ دلار- [۰۱/۰ ×۵۰ دلار])= (۳) اهرم اختیار معامله

همانطور که می­ بینید " اهرم قررداد اختیار معامله "در وضع ( OTM ) برای قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال ۵۵ دلار بطور چشم گیر و معنی دار بزرگتر از اهرم اختیار معامله در شرایط ( ITM ) با قیمت اعمال ۴۵ دلار است. این مبین آنست که اختیار معامله­ ها در شرایط ( OTM ) به مراتب خطرناک تر از آن قراردادهای اختیار معامله در شرایط ( ITM ) هستند.

گرچه اختیار معامله در شرایط ( OTM ) ۴۹ برابر بیشتر سود می­ سازد، ولی از طرف دیگر زیانی هم که وارد می کند. ۴۹ برابر است و شما تمامی سرمایه خود را که در خرید سهام آن شرکت گذاشته بودید از دست می­ دهید. چرا که نوسان آن سهام نتوانسته تا تاریخ انقضای آن قرارداد از قیمت اعمال یا توافقی آن­ها در قرارداد بالا بزند.

اهرم مالی چیست؟

اهرم مالی چیست؟

اهرم مالی که به عنوان اهرم یا معامله در دارایی شناخته می شود ، به استفاده از بدهی برای به دست آوردن دارایی های اضافی اشاره دارد.

استفاده از اهرم مالی برای کنترل مقدار بیشتری دارایی (با وام گرفتن پول) باعث می شود بازده سرمایه گذاری نقدی مالک افزایش یابد. یعنی با اهرم مالی:

افزایش نرخ دارایی منجر به سود بیشتر نقدینگی مالک می شود، درصورتی که نرخ بهره وام کمتر از نرخ افزایش ارزش دارایی باشد. کاهش ارزش دارایی ها منجر به ضرر بیشتر وجه نقد مالک می شود.

  • اهرم مالی استفاده از پول قرض گرفته شده (بدهی) برای تأمین مالی خرید دارایی است با این انتظار که درآمد یا سود سرمایه از دارایی جدید بیش از هزینه وام گرفتن باشد.
  • در بیشتر موارد، تأمین کننده بدهی محدودیتی را در میزان آماده بودن برای پذیرش قرار می دهد و محدودیتی را در میزان اهرم اعطای آن نشان می دهد. در مورد وام با پشتوانه دارایی، تأمین کننده مالی از دارایی به عنوان وثیقه استفاده می کند تا زمانی که وام گیرنده وام را بازپرداخت کند. در مورد وام جریان نقدینگی، از اعتبار عمومی شرکت برای پس گرفتن وام استفاده می شود.

این راهنما به طور خلاصه نحوه کار اهرم مالی، نحوه اندازه گیری آن و خطرات مرتبط با استفاده از آن را بیان می کند.

اهرم مالی چگونه کار می کند

هنگام خرید دارایی، سه گزینه برای تأمین مالی در دسترس شرکت است: استفاده از حقوق صاحبان سهام، بدهی و اجاره ها. به غیر از حقوق صاحبان سهام، بقیه گزینه ها هزینه های ثابتی را متحمل می شوند که کمتر از درآمدی است که شرکت انتظار دارد از دارایی بدست آورد. در این حالت، فرض می کنیم که شرکت برای تأمین مالی خرید دارایی از بدهی استفاده می کند.

مثال:

فرض کنید که شرکت X می خواهد دارایی را خریداری کند که 100000 دلار هزینه دارد. این شرکت یا می تواند از دارایی سهام یا بدهی استفاده کند. اگر این شرکت گزینه اول را انتخاب کند، 100٪ دارایی را در اختیار خواهد داشت و هیچ گونه بهره ای پرداخت نخواهد شد. اگر ارزش دارایی 30 درصد افزایش یابد، ارزش دارایی به 130 هزار دلار افزایش می یابد و شرکت 30 هزار دلار سود کسب می کند. به همین ترتیب، اگر دارایی 30٪ استهلاک کند، دارایی 70،000 دلار ارزیابی می شود و شرکت 30،000 دلار ضرر خواهد کرد.

روش دیگر، این شرکت ممکن است با گزینه دوم پیش برود و دارایی را با استفاده از 50٪ سهام عادی و 50٪ بدهی تأمین مالی کند. اگر دارایی 30٪ افزایش یاب ، دارایی 130،000 دلار ارزیابی می شود. این بدان معناست که اگر شرکت بدهی 50 هزار دلاری را پس دهد، 80 هزار دلار باقیمانده است که به سود 30 هزار دلاری تبدیل می شود. به همین ترتیب، اگر دارایی 30٪ استهلاک کند، دارایی 70،000 دلار ارزیابی می شود. این بدان معناست که پس از پرداخت بدهی 50،000 دلاری، شرکت با 20،000 دلار باقی خواهد ماند که به معنای ضرر 30،000 $ (50،000 - 20،000 $) است.

میزان اهرم مالی چگونه اندازه گیری می شود؟

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام برای تعیین میزان اهرم مالی واحد تجاری استفاده می شود و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام شرکت را نشان می دهد. این به مدیریت شرکت، وام دهندگان، سهامداران کمک می کند تا سطح ریسک را در ساختار سرمایه شرکت درک کنند. این احتمال را نشان می دهد که واحد وام گیرنده در انجام تعهدات بدهی خود با مشکل روبرو شده باشد یا سطح اهرم آن در سطح سالم باشد. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام به شرح زیر محاسبه می شود:

نسبت D / E = کل بدهی / مجموع حقوق صاحبان سهام

بدهی کل، در این مورد، به بدهی های جاری شرکت (بدهی هایی که شرکت قصد دارد ظرف یک سال یا کمتر پرداخت کند) و بدهی های بلند مدت (بدهی با سررسید بیش از یک سال) اشاره دارد.

حقوق صاحبان سهام (مبلغی که سهامداران در شرکت سرمایه گذاری کرده اند) به اضافه مقدار سود انباشته (مبلغی که شرکت از سود خود حفظ کرد) اطلاق می شود.

شرکتهای بخش تولید معمولاً نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بالاتر از شرکتهای صنعت خدمات را گزارش می دهند، که نشان دهنده میزان بیشتر سرمایه قبلی در ماشین آلات و داراییهای دیگر است.

سایر نسبت های اهرم

سایر نسبت های معمول اهرم برای اندازه گیری اهرم مالی شامل موارد زیر است:

  • نسبت بدهی به سرمایه
  • بدهی به نسبت EBITDA
  • نسبت پوشش بهره

در حالی که نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام معمول ترین نسبت اهرم مورد استفاده است، سه نسبت فوق نیز به طور مکرر در مالی شرکت ها برای اندازه گیری اهرم شرکت استفاده می شود.

خطرات اهرم مالی

اگرچه اهرم مالی ممکن است منجر به افزایش سود برای یک شرکت شود، اما ممکن است منجر به ضررهای نامتناسب شود. ضررها ممکن است زمانی اتفاق بیفتند که پرداخت سود برای دارایی بر وام گیرنده چیره شود زیرا بازده از دارایی کافی نیست. این ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که دارایی در ارزش خود کاهش یابد یا نرخ بهره به سطوح غیرقابل کنترل برسد.

نوسان قیمت سهام

افزایش مقادیر اهرم مالی ممکن است منجر به تغییرات زیادی در سود شرکت شود. در نتیجه، قیمت سهام شرکت به طور مکرر افزایش و کاهش خواهد یافت و مانع از حسابداری صحیح گزینه های سهام متعلق به کارمندان شرکت خواهد شد. افزایش قیمت سهام به معنی پرداخت سود بیشتر سهامداران به شرکت خواهد بود.

ورشکستگی

در مشاغلی که موانع ورود به آن کم است، درآمد و سود آن بیشتر از مشاغل دارای موانع ورود زیاد، دارای نوسان است. نوسانات درآمدها ممکن است به راحتی یک شرکت را به ورشکستگی سوق دهد زیرا این شرکت قادر به افزایش تعهدات بدهی خود و پرداخت هزینه های عملیاتی خود نیست. با بازپرداخت بدهی های پرداخت نشده، طلبکاران می توانند برای بازیابی بدهی های بدهکار خود در دادسرای ورشکستگی پرونده ای را به حراج دارایی های تجاری بکشند.اهرم و دارایی موجود

دسترسی به بدهی های بیشتر کاهش یافته است

هنگام وام دادن به شرکت ها، ارائه دهندگان مالی سطح اهرم مالی شرکت را ارزیابی می کنند. برای شرکت هایی که نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام آنها بالا است، وام دهندگان کمتر از پیش می توانند وجوه اضافی را پیش ببرند، زیرا خطر بالاتری برای پیش پرداخت وجود دارد. با این حال، اگر وام دهندگان موافقت کنند که وجوه خود را به یک شرکت با اهرم اعتبار بالا برسانند، با نرخ بهره بالاتری وام می دهد که برای جبران خطر بالاتر عدم پرداخت کافی است.

اهرم عملیاتی

اهرم عملیاتی به عنوان نسبت هزینه های ثابت به هزینه های متغیر متحمل شده توسط یک شرکت در یک دوره خاص تعریف می شود. اگر هزینه های ثابت از میزان هزینه های متغیر بیشتر باشد، یک شرکت دارای اهرم عملیاتی بالایی است. چنین شرکتی به تغییرات در حجم فروش حساس است و نوسانات ممکن است بر EBIT شرکت و بازده سرمایه سرمایه گذاری شده تأثیر بگذارد.

اهرم عملیاتی بالا در شرکتهای سرمایه دار مانند شرکتهای تولیدی معمول است زیرا آنها برای تولید محصولات خود به تعداد زیادی ماشین نیاز دارند. صرف نظر از اینکه شرکت فروش انجام دهد یا خیر، شرکت نیاز به پرداخت هزینه های ثابت مانند استهلاک تجهیزات و هزینه های نگهداری دارد.

استفاده بهینه از اهرم مالی در ساختار سرمایه شرکت

یک شرکت برای اداره امور خود به سرمایه مالی نیاز دارد. برای بیشتر شرکت ها، سرمایه مالی با انتشار اوراق بدهی و فروش سهام عادی جمع می شود. مقدار بدهی و حقوق صاحبان سهام که ساختار سرمایه شرکت را تشکیل می دهد، پیامدهای ریسک و بازده زیادی دارد. بنابراین، مدیریت شرکت باید از یک فرایند دقیق و محتاطانه برای ایجاد ساختار سرمایه هدف شرکت استفاده کند. ساختار سرمایه به این صورت است که بنگاه اقتصادی و رشد خود را با استفاده از منابع مختلف وجوه مالی تأمین می کند.

استفاده تجربی از اهرم مالی

اهرم مالی، میزان استفاده از اوراق بهادار با درآمد ثابت و سهام ترجیحی در ساختار سرمایه شرکت است. اهرم مالی به دلیل سپر مالیات بهره که توسط قانون مالیات بر درآمد شركت آمریكا تأمین می شود، دارای ارزش است. استفاده از اهرم مالی سود شرکت را افزایش می دهد. با این اوصاف، اگر شرکت درآمد مشمول مالیات کافی برای محافظت از خود نداشته باشد، یا اگر سود عملیاتی آن زیر یک مقدار حیاتی باشد، اهرم مالی ارزش سهام را کاهش می دهد و بنابراین ارزش شرکت را کاهش می دهد.

با توجه به اهمیت ساختار سرمایه یک شرکت، اولین قدم در فرایند تصمیم گیری سرمایه این است که مدیریت یک شرکت تصمیم بگیرد که چه مقدار سرمایه خارجی برای کار خود نیاز دارد. پس از تعیین این مبلغ، مدیریت باید بازارهای مالی را بررسی کند تا شرایطی را که شرکت می تواند سرمایه جذب کند تعیین کند. این مرحله برای فرآیند بسیار مهم است زیرا محیط بازار ممکن است توانایی شرکت در انتشار اوراق بهادار بدهی یا سهام عادی را با سطح یا هزینه جذاب محدود کند. با این اوصاف، پس از پاسخ به این سوالات، مدیریت یک شرکت می تواند سیاست مناسب سرمایه را طراحی کرده و بسته ای از ابزارهای مالی را که باید به سرمایه گذاران بفروشد، بسازد. با پیروی از این فرآیند سیستماتیک، تصمیم مالی برای مدیریت باید مطابق برنامه استراتژیک بلند مدت آن، و اینکه چگونه می خواهد شرکت را به مرور رشد دهد، اجرا شود.

استفاده از اهرم مالی در صنایع و بخشهای تجاری بسیار متفاوت است. بخشهای زیادی از صنعت وجود دارد که شرکتها با درجه بالایی از اهرم مالی در آنها فعالیت می کنند. فروشگاه های خرده فروشی، شرکت های هواپیمایی، فروشگاه های مواد غذایی، شرکت های سودمند و موسسات بانکی نمونه های کلاسیک هستند. متأسفانه، استفاده بیش از حد از اهرم مالی توسط بسیاری از شرکت ها در این بخش ها، نقشی اساسی در مجبور کردن بسیاری از آنها برای طرح ورشکستگی داشته است.

تأثیر اهرم مالی بر عملکرد

شاید بهترین راه برای نشان دادن تأثیر مثبت اهرم مالی بر عملکرد مالی یک شرکت ارائه یک مثال ساده باشد. بازگشت سرمایه ROE یکی از اصول اساسی مورد استفاده در سنجش سودآوری یک تجارت است زیرا در مقایسه سود حاصل از تولید یک شرکت در سال مالی با سرمایه ای که سهامداران سرمایه گذاری کرده اند. به هر حال، هدف هر تجارت این است که برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران، و ROE معیار بازگشت سرمایه سهامداران است.

تأثیر اهرم مالی بر عملکرد

اندازه گیری ریسک اهرم مالی

مدیریت شرکت تمایل دارد اهرم مالی را با استفاده از نسبت های پرداخت بدهی کوتاه مدت اندازه گیری کند. همانطور که از نام آن پیداست، از این نسبت ها برای اندازه گیری توانایی شرکت در انجام تعهدات کوتاه مدت خود استفاده می شود. دو مورد از بیشترین نسبت های پرداخت بدهی کوتاه مدت، نسبت جاری و نسبت آزمایش هستند. هر دو این نسبت ها دارایی های جاری شرکت را با بدهی های جاری آن مقایسه می کنند. با این حال، در حالی که نسبت جاری معیار ریسک جمع شده را ارائه می دهد، نسبت آزمایش ارزیابی بهتری از ترکیب دارایی های جاری شرکت برای اهداف تحقق تعهدات مسئولیت فعلی آن ارائه می دهد، زیرا موجودی کالا را از دارایی های جاری مستثنی می کند.

از نسبت های سرمایه گذاری برای اندازه گیری اهرم مالی نیز استفاده می شود. در حالی که بسیاری از نسبت های سرمایه گذاری در صنعت مورد استفاده قرار می گیرند، دو معیار مشهور عبارتند از نسبت بلند مدت بدهی به سرمایه و نسبت کل بدهی به سرمایه. استفاده از این نسبت ها برای اندازه گیری اهرم مالی نیز بسیار مهم است. با این حال، اگر مدیریت از دارایی های شرکت اجاره کند بدون اینکه از ارزش دارایی های موجود در ترازنامه شرکت استفاده کند، تحریف این نسبت ها آسان است. علاوه بر این، در یک محیط بازار که نرخ وام های کوتاه مدت کم است، مدیریت ممکن است برای تأمین نیازهای سرمایه کوتاه مدت و بلند مدت خود از بدهی کوتاه مدت استفاده کند. بنابراین، برای انجام یک تحلیل دقیق ریسک، از معیارهای سرمایه گذاری کوتاه مدت نیز باید استفاده شود.

از نسبت پوشش برای اندازه گیری اهرم مالی نیز استفاده می شود. نسبت پوشش بهره، همچنین به عنوان نسبت سود به دست آمده از زمان شناخته می شود، شاید شناخته شده اهرم و دارایی موجود ترین معیار ریسک باشد. نسبت پوشش بهره بسیار مهم است زیرا نشان دهنده توانایی شرکت در داشتن درآمد عملیاتی قبل از مالیات برای پوشش هزینه های مالی آن است. نسبت وجوه حاصل از عملیات به کل بدهی و نسبت جریان عملیاتی جریان نقدی به کل بدهی نیز معیارهای خطر مهمی هستند که توسط مدیریت شرکت استفاده می شود.

عواملی که در روند تصمیم گیری ساختار سرمایه در نظر گرفته شده اند

هنگام ایجاد ساختار سرمایه شرکت، بسیاری از عوامل کمی و کیفی باید در نظر گرفته شود. اول، از نقطه نظر فروش، شرکتی که فعالیت فروش بالایی و نسبتاً پایداری از خود نشان می دهد، در مقایسه با شرکتی که فروش کم و بی ثبات تری دارد، در موقعیت بهتری برای استفاده از اهرم مالی قرار دارد.

ثانیاً، از نظر ریسک تجاری، شرکتی با اهرم عملیاتی کمتر تمایل دارد که بتواند اهرم مالی بیشتری نسبت به شرکتی با درجه بالای اهرم عملیاتی بدست آورد.

سوم، از نظر رشد، شرکتهای با رشد سریعتر احتمالاً بیشتر به استفاده از اهرم مالی اعتماد خواهند کرد زیرا این نوع شرکتها تمایل به سرمایه بیشتری در اختیار دارند تا همتایان رشد کند.

چهارم، از نظر مالیات، شرکتی که در یک بازه مالیاتی بالاتر قرار دارد ، تمایل به استفاده از بدهی بیشتر برای استفاده از مزایای سپر مالیات بهره دارد.

پنجم، یک شرکت با سودآوری کمتر تمایل به استفاده از اهرم مالی بیشتری دارد، زیرا یک شرکت با سودآوری کمتر معمولاً در موقعیت کافی قوی نیست که بتواند عملیات تجاری خود را از طریق وجوه تولید شده داخلی تأمین کند.

همچنین با بررسی تعداد زیادی از عوامل داخلی و خارجی می توان به تصمیم ساختار سرمایه رسیدگی کرد. اول، از دیدگاه مدیریت، شرکتهایی که توسط رهبران متجاوز اداره می شوند تمایل دارند از اهرم مالی بیشتری استفاده کنند. از این نظر، هدف آنها از استفاده از اهرم مالی نه تنها افزایش عملکرد شرکت بلکه کمک به اطمینان از کنترل آنها بر شرکت است.

نتیجه گیری

وقتی شرایط خوب است، می توان با انتشار سهام یا اوراق قرضه سرمایه جمع کرد. با این حال، وقتی اوضاع بد است، تأمین کنندگان سرمایه معمولاً موقعیت امن را ترجیح می دهند، که به نوبه خود تأکید بیشتری بر استفاده از سرمایه بدهی دارد. با توجه به این نکته، مدیریت تمایل دارد ساختار سرمایه شرکت را به شکلی تنظیم کند که انعطاف پذیری را در جذب سرمایه آینده در یک فضای دائماً در حال تغییر بازار فراهم کند.

اهرم مالی چیست؟ بررسی کاربرد اهرم مالی در بورس

همواره درصد قابل توجهی از آحاد جامعه به دنبال مسیری برای سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش پول خود در مقابل تورم هستند. بازارهای سرمایه‌گذاری بسیاری وجود دارند که افراد بنا به دانش مالی و توانایی‌های خود می‌توانند در آن‌‎ها فعالیت ‌کنند. همچنین ابزارهای متنوعی در این بازارهای مالی وجود دارند که فرآیند سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش پول را برای سرمایه‌گذاران مهیج‌تر و تسهیلات بیشتری را برای شخص فراهم می‌کنند.

یکی از این ابزارهای پرطرفدار در بازارهای مالی، اهرم مالی است. افراد با استفاده از اهرم مالی قادر به سودسازی بیشتر در فرآیندهای سرمایه‌گذاری هستند. علاوه بر افراد حقیقی، شرکت‌ها و ارگان‌های حقوقی نیز تحت شرایط تعریف شده‌ای قادر به استفاده از این ابزارها در پروسه فعالیت‌های مالی خود هستند. به منظور آشنایی بیشتر با اهرم مالی در بازارهای مالی، به خصوص بازار بورس، در این مقاله با ما همراه باشید.

اثر اهرمی چیست؟

نظریه اثر اهرمی، برای نخستین بار توسط پژوهشگری به نام Black مطرح شد. او عقیده داشت تغییرات ساختار سرمایه یا تغییر نسبت بدهی به دارایی (نسبت اهرمی) یک شرکت، در میزان نوسان سهام آن شرکت اثر می‌گذارد. تئوری اثر اهرمی به رابطه منفی بازده سهام با ریسک سهام اشاره دارد. طبق این تئوری، هر چه بازده یک سهام بیشتر شود، میزان نوسانات آن کمتر می‌شود. همچنین هر چقدر میزان بازده کمتر باشد، میزان نوسانات بیشتر می‌شود. توجه داشته باشید که در این نظریه، نوسانات نسبت به کاهش و افزایش بازده سهام، نامتقارن هستند. به زبان ساده، شوک‌های منفی نسبت به شوک‌های مثبت اثر بیشتری دارند.

اهرم مالی چیست؟

اهرم مالی در اصل به معنی یک ابزار یا یک بدهی برای بالا بردن سود یک سرمایه‌گذاری است. یک شخص یا یک شرکت در فرایند سرمایه‌گذاری علاوه بر دارایی‌های خود قادر است با بهره گرفتن از ابزار مالی یا به اصطلاح استفاده از اعتبار یا قرض گرفتن پول، پروسه سرمایه‌گذاری خود را گسترده‌تر و در نهایت سود بیشتری برای خود خلق کند.

افراد از سالیان دور در معاملات و خرید و فروش‌های مرسوم خود از اهرم مالی استفاده می‌کردند. به عنوان مثال بسیاری از مردم در بازار ملک از ابزار اهرم مالی به منظور تامین سرمایه برای خرید ملک استفاده و طی شرایط مشخص برای بازپرداخت این مبلغ به بانک یا ارگان‌های مربوطه اقدام می‌کنند. در نظر داشته باشید که میزان این اعتبار یا اهرم مالی هر چه قدر که بیشتر باشد آن شخص یا شرکت قدرت بیشتری در فرایند سرمایه‌گذاری خود خواهد داشت. اما در نقطه مقابل میزان ریسک سرمایه‌گذاری نیز بیشتر خواهد شد.

افراد و شرکت‌های حقوقی نیز از اهرم مالی در بازارهای مالی مانند بازار بورس استفاده می‌کنند. مثلا در این بازار، شرکت‌ها با استفاده از اهرم مالی، منبع مالی جدیدی برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های مالی خود تامین می‌کنند و به شکل راحت‌تری به برنامه‌ریزی‌های خود رسیدگی می‌کنند. هر قدر این اهرم مالی در شرکت‌ها بیشتر یا به اصطلاح بزرگ‌تر باشد، به سرمایه‌ کمتری نیاز دارد.

استفاده از اهرم‌های مالی منجر می‌شود که سود یا ضرر آینده شرکت‌ها بر پایه کمتری صورت بگیرد اما در عوض نسبت بالاتری را خلق کند. به عنوان مثال: شرکتی را در نظر داشته باشید که 5 میلیارد تومان سرمایه دارد. در صورتی که بتواند برای برنامه‌های مالی خود از وام 15 میلیاردی استفاده کند، اکنون 20 میلیارد تومان برای سرمایه‌گذاری و پیشبرد اهداف خود خواهد داشت.

اهرم مالی در شرکت‌های بورسی

همان‌طور که در بخش قبلی اشاره کردیم اهرم مالی به عنوان یکی از بهترین گزینه‌ها به منظور تامین منبع مالی جدید شرکت‌های بورسی است. مزیت استفاده از اهرم مالی برای این شرکت‌ها به جای استفاده از افزایش سرمایه و تشویق مردم برای مشارکت این است که دیگر نیازی به انتشار سهام جدید یا تقسیم سود بین سهامداران نیست. البته در نقطه مقابل باید در نظر داشت که در این مسیر اگر اهرم و دارایی موجود برنامه‌ریزی‌های شرکت در مسیر پیشبرد اهداف مالی محقق نشود، ممکن است بدهی‌های سنگینی برای شرکت ایجاد شود که در این صورت شرکت‌ با چالش‌های جدید رو به رو خواهد شد.

اهرم‌های مالی با این که باعث افزایش سود در فرآیند سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی‌ مالی افراد و شرکت‌های بورسی می‌شوند در مقابل میزان ریسک موجود در این پروسه را چند برابر می‌کنند. یعنی هرچه یک شرکت برای برنامه‌های مالی و پیشرفت‌ امور خود از اهرم مالی بیشتری استفاده کند، در واقع میزان ریسک مالی و چالش‌های اقتصادی بیشتری را تقبل خواهد کرد.

بنا به توضیحاتی که ارائه شد زمانی که تحلیل‌گران قصد بررسی و ارزیابی سهام یک شرکت را دارند، فرآیند استفاده از اهرم مالی شرکت برای پیشبرد امور خود، از پرامتر‌های مهم برای خرید سهام آن شرکت محسوب می‌شود. در صورتی که یک شرکت از میزان کمتری از اهرم مالی برای فعالیت‌های اقتصادی خود استفاده کند، سهام آن نیز گزینه مناسب‌تری برای سرمایه‌گذاری خواهد بود.

کاربرد اهرم مالی در معاملات اعتباری

باید در نظر داشته باشید که بخش زیادی از معاملاتی که در بازار سرمایه صورت می‌گیرد با استفاده از همین اهرم‌های مالی یا اهرم بدهی است. این فرآیند بیشتر زمانی دیده می‌شود که در زمان تثبیت بازار سرمایه‌گذاران به دنبال کسب سود بیشتری هستند و در این شرایط با واجد شرایط بودن‌شان برای استفاده از این اهرم‌های بدهی اقدام می‌کنند. افراد در این مسیر می‌توانند از بهترین کارگزاری‌های بورس بسته‌های اعتباری یا وام‌های قرض‌الحسنه دریافت کنند و در بازار به معاملات خود سر و سامان بدهند و از طرف مقابل سود بیشتری کسب کنند. باید در نظر داشته باشید که برای استفاده از اعتبار و اهرم‌های بدهی در بازار سرمایه باید دارای دانش بورسی بالایی باشید تا در هر شرایطی و با وجود هیجانات در بازار، قادر به مدیریت این سرمایه باشید. (برای مدیریت سود خود می توانید روش مارتینگل در بورس را مطالعه کنید.)

به عنوان مثال در سال 1392 در بازار سرمایه شاخص به یک باره شروع به ریزش کرد و سرمایه‌گذاران بسیاری که در این بازه زمانی از اهرم مالی استفاده می‌کردند، دچار ضرر و زیان‌های سنگینی شدند یا همین یک سال اخیر که شاخص بورس درگیر ریزش و اصلاح بود، کسانی که از اهرم مالی استفاده می‌کردند با چالش‌های بسیاری برای تسویه آن رو به رو شدند.

این اتفاقات تلخ در برخی از افراد تاثیرات بدی گذاشت و سبب شد فکر کنند بازار سرمایه به هیچ عنوان بستر مناسبی برای سرمایه‌گذاری نیست! در صورتی که این برداشت از پایه اشتباه است و در صورت داشتن دانش کافی در این بازار قادر به کسب سود ایده‌آلی خواهید بود. در همین راستا سازمان بورس نیز قوانین جدیدی را به تصویب رساند که به وسیله آن‌ها شرایط استفاده و بازپرداخت اهرم‌های بدهی برای سرمایه‌گذاران آسان‌تر شود.

کاربرد اهرم مالی در قراردادهای مشتقه

بازار مشتقه از بخش‌های مختلفی نظیر بازار اختیار معامله، آتی و… تشکیل شده است. در این بازار نیز افراد قادر به استفاده از اهرم مالی هستند. برای نمونه افراد می‌توانند از اهرم‌های مالی در بازار آتی استفاده کنند. در این بازار قراردادهای هر دارایی در ابتدا، اهرمی برابر 10 دارند و با توجه به شرایط بازار و وجوه تضمین در آن، ممکن است این مقدار متغیر باشد.

برای مثال اگر شخص در بازار آتی قصد خرید 1 کیلو زعفران را داشته باشد، با در نظر گرفتن این که مقدار قرارداد آتی زعفران برابر با 100 گرم است، این شخص باید 10 قرارداد آتی را خریداری کند که برای اخذ ۱۰ قرارداد آتی زعفران این فرد باید به میزان ۱۰ برابر وجه تضمین اولیه قراردادهای آتی، وجه نقد به حساب عملیاتی واریز کند. با فرض این که وجه تضمین اولیه قراردادهای آتی زعفران ۲۰۰ هزار تومان باشد، ‌این فرد باید ۲ میلیون تومان پرداخت کند.

وجه لازم = تعداد قرارداد * وجه تضمین اولیه

۲،۰۰۰،۰۰ = ۱۰ * ۲۰۰،۰۰۰

نسبت اهرمی و فرمول محاسبه آن

نسبت‌های اهرم و دارایی موجود اهرمی یک نوع ابزار مالی هستند که با استفاده از آن‌ها می‌توان بدهی‌های به وجود آمده در یک سازمان را نمایش داد. با استفاده از نسبت‌های اهرمی می‌توان گفت که شرکت‌ها تا چه میزان نیازها و خواسته‌های مالی خود را از طریق سایر منابع مالی یا وام‌ و بدهی، تامین می‌کنند. به طور کلی نسبت‌های اهرمی 4 نوع هستند:

  1. نسبت بدهی = مجموع بدهی‌ها تقسیم بر مجموع دارایی‌ها
  2. نسبت سرمایه = مجموع دارایی‌ها تقسیم بر مجموع سرمایه
  3. نسبت بدهی – سرمایه = مجموع سرمایه تقسیم بر کل بدهی‌ها
  4. توان پرداخت بهره = هزینه بهره تقسیم بر سود قبل از بهره و مالیات

سخن آخر

همان‌طور که در بخش مقدماتی مقاله اشاره کردیم، افراد به منظور حفظ ارزش پول می‌توانند در فعالیت‌های مالی مختلفی شرکت کنند و در همین مسیر به سرمایه‌گذاری هم مشغول شوند. فرایند سرمایه‌گذاری در هر بازاری با کسب سود و احتمال ضرر همراه است. البته هر شرایطی سرمایه‌گذاران همیشه به دنبال کسب سود بیشتری در بازارهای سرمایه‌گذاری هستند. در همین راستا در بورس ابزارهای مالی متنوعی وجود دارد که افراد و شرکت‌ها با استفاده از آن‌ها قادر به خلق سود بیشتری برای خود و شرکت‌ها هستند. اهرم مالی یکی از این ابزارهای بسیار پرطرفدار است که افراد حقیقی از آن در روند معاملات و سرمایه‌گذاری‌های خود استفاده و در صورت خوب بودن شرایط و استراتژی‌های معاملاتی به سودهای کلان و قابل قبولی دست پیدا می‌کنند. شرکت‌ها هم با استفاده از این اهرم‌های مالی به منبع جدید مالی برای فعالیت‌های اقتصادی و پیشبرد اهداف خود دست پیدا می‌کنند.

در نهایت هم باید توجه داشته باشید که استفاده بیش از حد از اهرم مالی در هر فرایند اقتصادی، به معنای بالا بردن میزان ریسک در آن فرایند است. به عنوان مثال سهام شرکت‌های بورسی که برای فعالیت‌های مالی خود از اهرم‌های مالی زیادی استفاده می‌کنند، برای سرمایه‌گذاری گزینه مناسبی نیستند چرا که ممکن است امور مالی این شرکت‌ها به دلیل بدهی‌های سنگین (اهرم بدهی) درگیر چالش‌های زیادی شود.

اگر به حوزه بورس علاقه‌مندید، می‌توانید برای آموزش مفاهیم دیگر بورسی مانند معاملات الگوریتمی، نسبت p به e و نحوه محاسبه آن، اوراق مشتقه، اوراق سلف و بسیاری از اصطلاحات دیگر، به بلاگ آکادمی بورس مراجعه کنید.

لوریج Leverage یا اهرم چیست؟ راهکاری برای افزایش سود یا زیان

لوریج Leverage یا اهرم چیست؟ راهکاری برای افزایش سود یا زیان

یکی از اصطلاحات رایجی که در اخبار و فعالیت های اقتصادی با آن مواجه می شویم لوریج Leverage یا اهرم است. اگر در زمینه تجارت و اقتصاد تجربه داشته باشید، این واژه را زیاد شنیده اید. با توجه به اینکه لوریج یکی از روشهای مهم برای انواع تجارت و همچنین تجارت ارز دیجیتال می باشد، در این مقاله به بررسی این روش و اهمیت آن در اداره یک تجارت و همچنین در سرمایه گذاری می پردازیم.

اهرم چیست؟

اهرم یا لوریج یکی از روش های سرمایه گذاری و تریدینگ است که در آن برای افزایش بازدهی سرمایه و کسب دارایی های بیشتر و همچنین بالا بردن پشتوانه مالی شرکت ها، از قرض دادن پول استفاده می شود. به این صورت که صاحبان مشاغل و یا افراد عادی که به پول و سرمایه نیاز دارند، از اشخاص یا سازمان هایی که وام میدهند قرض گرفته و به این ترتیب به وام دهندگان بدهکار می شوند. وام دهندگان این مبلغ را در ازای دریافت سود بیشتر در یک مدت زمان مشخص به دریافت کنندگان وام ارائه میدهند. وام دهندگان از این طریق سرمایه خود را افزایش میدهند. به عبارتی می توان Leverage را شبیه به اوراق قرضه و سهام دانست.

در صورتی که بدهی وام گیرندگان بیشتر از دارایی خالص یا سهام ایشان باشد، به آنها عبارت اهرم بالا اطلاق می شود. سرمایه گذاران با دانستن چنین اطلاعاتی درباره دارایی ها و شرکت های مختلف، نسبت به سرمایه گذاری روی آنها تصمیم گیری می کنند.

وام گیرندگان با دلایل و اهداف مختلفی اهرم و دارایی موجود برای استفاده از اهرم اقدام می کنند. تصمیم به گرفتن وام ممکن است به دلیل افزایش ارزش دارایی های وام گیرنده، خرید تجهیزات جدید برای افزایش ارزش سهام یک شرکت و . باشد. با این حال افراد حقیقی و غیر سازمانی اغلب برای افزایش بازدهی سرمایه گذاری خود از این روش استفاده می کنند.

استفاده از اهرم همیشه به صورت مستقیم نیست. گاهی افراد به صورت غیر مستقیم با سرمایه گذاری در شرکت هایی که از این روش برای اهرم و دارایی موجود اهرم و دارایی موجود فعالیتهای تجاری و اقتصادی خود استفاده می کنند، این کار را انجام میدهند. در هر صورت فاکتورهای اصلی در این روش، ارزش دارایی خریداری شده یا هدف و سود وام گرفته شده می باشند. در صورتی که ارزش دارایی خریداری شده با وام، افزایش یابد تا حدی که از سود تعیین شده برای مبلغ قرض گرفته شده بیشتر شود، شخص یا شرکت وام گیرنده در این سرمایه گذاری موفق است. در غیر این صورت این سرمایه گذاری با شکست مواجه می شود. شرکت ها معمولاً با هدف افزایش سرمایه یا تهیه بودجه برای فعالیت های تجاری خود از ترکیبی از سهم سهامداران و بدهی استفاده می کنند.

افزایش قدرت خرید

مزایا و معایب اهرم

اهرم نیز مانند سایر ابزارهای مالی مزایا و معایب خاص خود را دارد. هر سرمایه گذار پیش از استفاده از آن باید با آنها آشنا شده و با آگاهی کامل نسبت به انتخاب آن اقدام کند. لازم است بدانید لوریج یک ابزار مالی چند وجهی و تا حدی پیچیده است که تاثیر زیادی روی سود و زیان سرمایه گذاران خواهد داشت. از این رو در ادامه برخی از مزایا و معایب آن را برای شما بیان می کنیم تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا این روش برای شما مناسب است یا خیر.

مزایا

مشاغل فردی و مشارکتی که از روش اهرم استفاده می کنند، قادر به انجام سرمایه گذاری نسبتا کوچکی خواهند بود. به علاوه در این روش وام گیرندگان قادر به خریداری دارایی و کسب منابع مالی بیشتری خواهند بود. در صورت انتخاب یک سرمایه گذاری صحیح وام گیرندگان می توانند بازدهی فوق العاده ای به دست آورند و در حاشیه سود باقی بمانند.

معایب

فرض کنید وام گیرندگان سرمایه به دست آمده از روش اهرم را روی دارایی اشتباهی سرمایه گذاری کرده باشند. در این صورت علاوه بر ضرر این سرمایه گذاری مجبور به بازپرداخت بدهی وام خود نیز هستند. به ویژه در صنایع نفت، ماشین سازی و ساختمان سازی خطر مواجهه با این مشکلات بیشتر است. در این حالت حتی ریسک ورشکستگی کامل کسب و کار ها نیز به ویژه برای آنهایی که از سود و درآمد قابل پیش بینی کمتری برخوردار هستند، وجود دارد.

با توجه به مزایا و معایبی که برای این روش اهرم بیان شد، به تمام سرمایه‌گذاران به ویژه اشخاص و شرکت هایی که در این زمینه تازه کار هستند توصیه می شود، پیش از استفاده از این روش مطمئن شوند که دانش و تجربه کافی برای آن را به دست آورده اند.

حاشیه سود یا Margin

تفاوت Leverage و Margin

برای بسیاری از افراد تازه وارد در دنیا تجارت درک تفاوت بین اهرم و حاشیه سود یا Margin می تواند بسیار گیج کننده باشد. شاید در نگاه اول به نظر برسد که این اصطلاحات مشابه هم بوده و در رابطه با استفاده از وام دهی هستند. اما این دو از یکدیگر متفاوت اند. مارجین یا حاشیه سود مقدار سرمایه ایست که برای ورود به یک موقعیت تجاری وابسته به نرخ حاشیه نیاز دارید. در مارجین شما تنها ارزش یک دارایی را مبادله می کنید و مالکیت آن تا بازپرداخت کامل به شما تعلق ندارد. در این روش چنانچه ضرر سرمایه گذاری شما از سرمایه اولیه شما بیشتر شود، کارگزار یا وام دهنده برای جبران این ضرر تمام موجودی شما را برداشت می کند.

با این حال می توان مارجین را به عنوان نوعی اهرم خاص نیز دانست. این نوع لوریج برای بالا بردن توان خرید یک شرکت یا سرمایه گذار حقیقی، به جای وثیقه از موقعیت های نقدی یا اوراق بهادار موجود استفاده می کند. در واقع شما با این روش میتوانید اهرمی را به وجود آورید که قدرت خرید شما را به نسبت مقدار سود حاشیه افزایش دهد.

اهرم در کریپتو

با توجه به توضیحاتی که پیش از این بیان کردیم می توان گفت که اهرم توان معاملاتی شما را چند برابر می کند. در دنیای کریپتو اندازه و بزرگی این توان و همچنین سود و زیان آن به پلتفرم وابسته است. در پلتفرم های ارز دیجیتال شما می توانید با انتخاب یک نقطه توقف ضرر مناسب، ریسک سرمایه‌گذاری خود را مدیریت کنید. به این ترتیب سرمایه ای که ممکن است از دست بدهید را محدود کرده اید. در عین حال از مزایای این روش یعنی افزایش توان خرید و سود معامله نیز بهره مند شده اید.

لوریج در کریپتو

به این ترتیب خواهید دید که اهرم یک ابزار بسیار فوق العاده برای افزایش دارایی های سبد سرمایه‌گذاری شماست. داشتن تجربه در انجام معاملات نقطه ای و مدیریت ریسک کمک زیادی به موفقیت شما خواهد کرد. با این حال در صورتی که شناخت درستی از ریسک معامله خود نداشته باشید و نتوانید آن را به خوبی مدیریت کنید، ممکن است تمام سبد سرمایه گذاری خود را تنها در چند دقیقه از دست بدهید.

بهترین صرافی های معاملاتی کریپتو برای استفاده از روش اهرم

در دنیای ارز دیجیتال پلتفرم های بسیاری برای استفاده از روش اهرم وجود دارند. مسئله مهمی که برای این روش در بازار کریپتو باید به آن توجه کنید، انتخاب صرافی می باشد. در این قسمت به معرفی چند صرافی معتبر که می توانید برای این منظور از آنها استفاده کنید، می پردازیم.

اولین و بزرگترین صرافی ارز دیجیتال مناسب برای روش معاملاتی اهرم، صرافی محبوب و معتبر Binance است. یکی از دلایلی که این صرافی را برای روش لوریج ارجح می سازد، تنوع فراوان سکه های دیجیتالی و توکن هایی است که بایننس به شما عرضه می کند. برتری این ویژگی از آن جهت است که موقعیت ها و فرصت های سرمایه گذاری بی شماری را برای شما فراهم می کند. علاوه بر این، از آنجایی که صرافی بایننس کارمزدهای نسبتاً پایینی از کاربران خود دریافت می کند، در طولانی مدت مبلغ بیشتری را برای شما صرفه جویی می کند. این ویژگی به ویژه در زمانی که برای انجام معاملات خود از روش لوریج استفاده میکنید، مشهود است.

صرافی FTX برای معامله به روش لوریج

صرافی دیگری که برای استفاده از روش معاملاتی اهرم شما پیشنهاد می کنیم، صرافی FTX است. این صرافی که به تازگی وارد دنیای بلاکچین شده است، توانسته در مدت کوتاهی به یکی از بازیگران اصلی این بازار تبدیل شود. همچنین در میان صرافی های آسیایی می توانید از صرافی OKX که در گذشته با نام OKEx شناخته می شد، استفاده کنید. این صرافی به لحاظ حجم معاملات دومین صرافی بزرگ دنیا می باشد. به علاوه پایین بودن مبلغ کارمزدهایی که دریافت می کند را می توان با صرافی Binance مقایسه کرد.

برای آن دسته از سرمایه گذارانی که ترجیح می دهند با استفاده از گوشی های همراه خود تجارت کنند، صرافی ByBit برای استفاده از روش اهرم مناسب است. اگرچه کارمزد های این صرافی نسبت به دیگر پلتفرم ها بیشتر است، اما اپلیکیشن کارآمد تر و سریع تر آن می تواند این افزایش هزینه را توجیه کند.

روش معاملاتی Leverage

کلام آخر

روش معاملاتی اهرم و مزایا و معایب آن را با یکدیگر بررسی کردیم. در صورتی که به استفاده از این روش علاقه مند شدید به خاطر داشته باشید، حتما دانش و تجربه خود را در رابطه با مدیریت ریسک افزایش دهید و از یک صرافی مناسب برای خود استفاده کنید

شرکت اهرمی چیست و در تحلیل بنیادی به چه معنا است؟

شرکت اهرمی

تحلیل بنیادی یکی از روش‌هایی است که در آن به تجزیه تحلیل صورت‌های مالی شرکت‌ها پرداخته می‌شود. این بررسی می‌تواند شامل وضعیت سود و زیان شرکت در گذشته، وضعیت حال، صورت‌وضعیت بدهی‌ها (مانند وام) و … باشد. یکی از اصطلاحاتی که در تحلیل بنیادی به گوش می‌خورد، اهرم و شرکت اهرمی است. در ادامه به بررسی بیشتر این مفاهیم و کاربرد آن‌ها خواهیم پرداخت.

منظور از شرکت اهرمی چیست؟

زمانی که صحبت از سرمایه‌گذاری به میان می‌آید، همه افراد (چه حقیقی و چه حقوقی) به دنبال روشی برای افزایش بازده خود هستند؛ در واقع اهرم مالی روشی است برای افزایش سرمایه اولیه با هدف رسیدن به بیشترین سود ممکن. این افزایش سرمایه می‌تواند از روش‌های مختلفی (مانند دریافت وام، جذب سرمایه‌گذار و ….) به انجام رسد. به میزان سرمایه‌ای که متعلق به خود (شخص و یا کمپانی) نباشد، بدهی می‌گویند. بعضی از شرکت‌ها برای تامین مالی خود از همین روش بهره برده و درصد بالایی از سرمایه آن‌ها از طریق بدهی تامین می‌شود که اصطلاحا به این شرکت‌ها، شرکت اهرمی می‌گویند.

انواع اهرم‌های مالی

• بسته اعتباری
• وام بانکی
• انتشار اوراق بهادار
• خرید دارایی ثابت
• استفاده از ابزارهای مشتقه

۱- بسته اعتباری:

استفاده از بسته اعتباری در اصل روشی است که مورد توجه سرمایه‌گذاران بورسی قرار می‌گیرد. گاهی افراد برای گسترش سرمایه‌گذاری خود نیاز به یک اهرم مالی دارند که در این حالت با کمک گرفتن از کارگزار خود اقدام به افزایش سرمایه می‌کنند. بازپرداخت مبلغ، طبق شرایط تعیین‌شده صورت می‌گیرد. شاید این روش را بتوان نوعی وام در نظر گرفت؛ ولی از آن جایی که در این بخش صحبت از سرمایه‌گذار است (و نه شرکت سرمایه‌پذیر) و از طرفی شرایط دریافت اعتبار از کارگزار با وام‌های بانکی معمول متفاوت است، لذا از آن با عنوان اعتبار معاملاتی یاد می‌شود.

۲- وام بانکی:

یکی از معمول‌ترین روش‌ها برای افزایش سرمایه شرکت‌ها وام بانکی است. این روش غالبا زمانی استفاده می‌شود که شرکتی قصد اجرای طرحی را دارد که طبق پیش‌بینی‌ها سوددهی قابل توجهی در بر خواهد داشت. در این شرایط شرکت‌ها با ارائه طرح توجیهی و تهیه ضمانت لازم و … وام مورد نظر را دریافت می‌کنند و به عبارتی مقروض بانک مربوطه خواهند شد.

۳- انتشار اوراق بهادار:

انتشار انواع این اوراق، خود دارای شرایط مختلف است. گاهی شرکت طبق دارایی کنونی خود اقدام به فروش سهام می‌کند. سازمان‌های بزرگ (مانند شهرداری) نیز با هدف اجرای یک طرح و با تایید دولت اقدام به انتشار اوراق مشارکت می‌کنند، البته شرایط دریافت سود اوراق مشارکت بیشتر شبیه وام است، ولی اوراق در قالب سهام متفاوت است و سهامداران در سود و زیان شرکت سهیم هستند.

دقت کنید که شرکت اهرمی می‌تواند از هر دو روش وام بانکی و اوراق بهادار استفاده کند، ولی معیار این انتخاب چیست؟

در صورتی که شرکت سهام بیشتری را عرضه کند، می‌تواند وجه به دست آمده از طریق فروش سهام را به عنوان اهرم قرار دهد و به گسترش پروژه‌ها بپردازد. پس از رسیدن به سوددهی، ناچار به تقسیم بخش زیادی از این سود بین سهامداران قبلی و جدید خواهد بود.
طبق این دیدگاه استفاده از وام بانکی به نفع شرکت قلمداد می‌شود؛ چرا که با رسیدن به سوددهی، بخش کمتری از آن را بین سرمایه گذاران توزیع خواهد کرد. ولی از طرفی در صورتی که طرح مذکور به سوددهی پیش‌بینی‌شده نرسد، شرکت علاوه بر بازپرداخت اصل وام دریافتی، ناچار به پرداخت سود و کارمزد آن نیز خواهد بود. بنابراین با حجم زیادی از قرض روبرو می‌شود و ممکن است مجبور به استفاده از وجه سرمایه‌گذاران سهام برای پرداخت این قرض شود. در نهایت افراد (سرمایه‌گذاران) دچار زیان خواهند شد.

۴- رید دارایی ثابت:

دارایی تمامی شرکت‌ها شامل تقسیم‌بندی‌های مختلفی (از جمله دارایی ثابت، مشهود، غیر مشهود و…) می‌شود. یکی از این تقسیم‌بندی‌ها تحت عنوان دارایی ثابت شناخته می‌شود. به عبارتی به تجهیزات محسوس و قابل لمس که با مصرف یک ساله، عمر آن‌ها به اتمام نرسیده و مستقیما به وجه نقد تبدیل نخواهند شد، دارایی ثابت می‌گویند. گاهی شرکتی با افزایش ملک و یا تجهیزات خود اقدام به گسترش فعالیت و افزایش تولید می‌کند و در این شرایط، خرید دارایی ثابت به عنوان اهرم مالی تلقی می‌شود.

۵- استفاده از ابزارهای مشتقه:

استفاده از ابزارهای مشتقه نیز نوع دیگری از اهرم مالی است. همان طور که می‌دانید ابزارهای مشتقه در واقع اوراقی هستند که بر پایه یک کالای فیزیکی ارائه شده و سود و زیان آن نیز با تغییر قیمت کالا در بازه زمانی تعیین‌شده، اتفاق می‌افتد. دو گونه از این ابزارها که در بازار بورس کاربرد دارند، معاملات آتی و اختیار معامله هستند.

در معاملات آتی، قراردادی برای خرید یا فروش یک کالای مشخص در آینده، با قیمتی که هم اکنون تعیین شده است، عقد می‌شود. در اختیار معامله نیز قرارداد ذکرشده عقد خواهد شد، با این تفاوت که اختیاری برای خریدار و یا فروشنده برای انجام دادن و یا صرف نظر از معامله در اهرم و دارایی موجود اهرم و دارایی موجود نظر گرفته می‌شود. اگرچه ریسک این روش نسبت به موارد قبل بالاتر است، ولی بسیاری از شرکت های پوشش ریسک، از ابزارهای مشتقه برای اهرم مالی بهره می‌برند.

اهرم مالی در تحلیل بنیادی

اهرم مالی در تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی شرکت‌ها با هدف مشخص شدن ارزش ذاتی سهام آن‌ها است. به عنوان مثال گاهی سهام شرکتی بالاتر از ارزش واقعی آن قیمت‌گذاری می‌شود و در نتیجه با مشخص‌شده قیمت واقعی، سهامداران متضرر خواهند شد. برعکس این حالت نیز رخ ‌داده و گاهی سهام شرکت پایین‌تر از ارزش واقعی قیمت‌گذاری شده و در نهایت با مشخص شدن ارزش واقعی سهم، سرمایه‌گذاران سود قابل توجهی را کسب خواهند کرد.

بنابراین در روش تحلیل بنیادی، کارشناس حوزه بورس با بررسی وضعیت شرکت‌ها، امکان سوددهی سرمایه‌گذاری در آن‌ها را تخمین می‌زنند. بدیهی است این بررسی، پارامترهای مختلفی را شامل می‌شود که یکی از آن‌ها تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی است. در بخشی از این تحلیل میزان بدهی‌های ناشی از وام‌های دریافتی شرکت، نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه و … اندازه‌گیری می‌شود که به آن نسبت اهرمی یا نسبت های سرمایه گذاری می‌گویند.

نتیجه‌گیری

زمانی که از اهرم مالی سخن می‌گوییم، عموما دریافت سرمایه، اجرای طرح و رسیدن به سوددهی بیشتر در ذهن افراد نقش می‌بندد. روالی که در این بین طی می‌شود به سادگی گفتار آن نبوده و می‌تواند شامل ریسک‌های بسیاری شود. انتخاب بهترین اهرم مالی نسبت به وضعیت کنونی شرکت و طرح مورد نظر، بازه زمانی پیش‌بینی‌شده برای رسیدن به بازده، تاثیر این اهرم بر ترازنامه و در نتیجه سهام شرکت، از معیارهایی است که برای انتخاب اهرم مورد توجه قرار می‌گیرد.

در نظر داشته باشید که یک اهرم مالی در کنار کمک شایانی که به گسترش سرمایه‌گذاری و یا تولیدات شرکتتان خواهد کرد، از طرفی بدهی‌هایی را برایتان به بار می‌آورد و شرکت اهرمی ممکن است در بازپرداخت بدهی‌های خود دچار مشکل شود. بنابراین داشتن دیدگاه بلندمدت در استفاده از این نوع خدمات ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.