احساسات در معامله گری


معنی واقعی معامله گر خوب و معامله گر بد

بگذارید این قسمت را با یک داستان آغاز کنم؛ تصور کنید که دو برادر دوقلو داریم که هر دو معامله‌گر هستند و از هر جنبه شباهت‌های بسیاری با یکدیگر دارند. هر دوی آنها سیستم معاملاتی، قوانین ورود و خروج و همچنین شیوه مدیریت سرمایه (پول) یکسانی را به کار می‌برند. هر دوی آنها با میزان یکسانی از سرمایه کار خود را آغاز می‌کنند، با یک کارگزار کار می‌کنند و سیگنال‌های خرید یکسانی را از منابع مختلف دریافت می‌کنند.

پس از دو ماه معامله، حتما انتظار دارید که این دو برادر دوقلو به سود یکسانی دست یابند. با این حال، متوجه می‌شوید که یکی از این دو برادر به 30 درصد سود و دیگری به تنها 10 درصد سود دست یافته است. پس چه عاملی است که یکی از این دو معامله‌گر را موفق و فعالیت دیگری را نه چندان موفق کرده است؟

پاسخ این سوال وجود تفاوت در «روانشناسی معاملاتی» این دو فرد است. هر اندازه هم که این دو فرد به یکدیگر شبیه باشند، نباید از یاد برد که نهایتا اینها دارای شناخت‌های متفاوتی هستند و بنابراین به شیوه‌های متفاوتی فکر می‌کنند. یکی از این دو فرد ممکن است بیش از اندازه حریص یا ترسو باشد و سودهای به دست آمده خود را کم کند یا اینکه اجازه دهد ضررها بیشتر شوند، این در حالی است که ممکن است فرد دیگر تعهد محکمی به پیروی از استراتژی خود داشته باشد و در نتیجه سود بیشتری ببرد.

اینکه یک فرد چگونه فکر می‌کند، نقش مهمی در شیوه معاملاتی او و نتایج آن بازی می‌کند. بر این احساسات در معامله گری اساس، می‌توان دو دسته از معامله‌گران را از یکدیگر جدا کرد:

● معامله‌گر «خوب» کسی است که به شیوه‌های آزموده شده و از پیش استفاده شده احترام بگذارد و به آنها پایبندی کامل داشته باشد.

● معامله‌گر «بد» کسی است که به احساسات خود اجازه دهد تصمیم بگیرند که وی چه زمانی و چگونه به معامله می‌پردازد. این روش به انجام ناپایدار و ناهمخوان معاملات و نهایتا به شکست می‌انجامد. فان تارپ نقش و اهمیت روانشناسی معاملات را به صورت یک نمودار دایره ای شکل به تصویر می‌کشد. وی اجزای تشکیل دهنده معامله‌گری را به سه حوزه گوناگون سیستم معاملاتی، مدیریت سرمایه (پول) و روانشناسی معامله‌گری تقسیم‌بندی می‌کند.

در این نمودار، نقش روانشناسی معاملات از مجموع نقش دو عامل دیگر بیشتر نشان داده شده است. توانایی روانشناختی بی تردید مهم‌ترین عاملی است که برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر موفق باید آن را پرورش دهید.

معنی واقعی معامله گر خوب و معامله گر بد

در تصویر زیر ترجمه فارسی نمودار بالا را مشاهده میکنید :

معنی واقعی معامله گر خوب و معامله گر بد

روانشناسی چیست؟

روانشناسی عبارت است از مطالعه فرآیندهای ذهنی و رفتار در شرایط مختلف. این فرآیندها در بافت معاملات و بازار عواملی از قبیل افکار، احساسات، انگیزه‌ها، ترس، طمع، غرور، خودبزرگ بینی و امیدواری را در بر می‌گیرند. نمونه‌های مشخصی از اینکه یک فرد تحت تاثیر احساسات خود عمل می‌کند شامل زمانی که وی موقعیت سرمایه گذاری خود را خیلی زود یا خیلی دیر می‌بندد می‌شود.

چگونه احساسات خود را هنگام معاملات ضررده کنترل کنیم؟

❓ سوال پرتکرار خیلی از معامله گران این است که چگونه احساسات خودمان را هنگام ضرر کردن کنترل کنیم و اینکه وقتی که معامله ای به حدضررمان خورد، چه کاری انجام دهیم که آرامش مان را از دست ندهیم.

✅ معامله گری شغلی پر ریسک است و به تناسب آن هم پتانسیل درآمد آن بالاست. ضرر کردن جزء جدایی ناپذیر از این شغل است و هیچ معامله گر یا هیچ استراتژی نبوده که بتواند همیشه سودده باشد و اصلا طعم ضرر کردن را نچشیده باشد؛ تنها راه کار مقابله با ترس ناشی از ضرر کردن و اضطراب آن این است که به نحوی بتوانیم آن را کنترل کنیم. حال سوال این است که چگونه آن را کنترل کنیم؟

🎥 در این ویدیو آقای کاپری، تجربیات ارزشمند خودشان را در مورد نحوه ی کنترل ترس و احساسات ناشی از ضرر کردن ر ا به همراه راهکارهای کاربردی بیان می کنند.

چگونه احساسات بر معامله گری ما تاثیر میگذارند؟

همانقدر که ما فکر می کنیم که هنگام تصمیم گیری هایمان افرادی منطقی و متفکر هستیم، باید بدانیم که احساسات هم نقش اساسی در تصمیم گیری های ما ایجاد می کنند.
احساسات می توانند برای تصمیمات ما، هم بار مثبت داشته باشند و هم منفی.
سوای از دانش تکنیکالی و تجربیات معاملاتی شما که در بازه ی زمانی مشخصی به دست آورده اید، احساسات و عقایدتان از کودکی شکل گرفته اند. احساسات شما نسبت به پول، نسبت به ضرر کردن، نسبت به جا ماندن از دیگران، احساساتی جدید نیستند؛ شما در طول زندگی تان به هر شکلی که باشد عقاید و احساساتی نسبت به این قضایا کسب کرده اید.
حال در هنگام معامله گری و با وجود فشار و افکار مختلفی که در ذهن شما می گذرد، این احساسات همیشه تاثیر مهمی در افکار و تصمیم گیری های شما می گذارند.
به عنوان مثال اگر شما در کودکی تجربه ی تلخی نسبت به از دست دادن پول داشته باشید و این عقیده در ذهن شما شکل گرفته باشد که به هیچ نحو نباید سرمایه ای که دارید را در معرض ریسک قرار دهید و آن را از دست بدهید، به احتمال زیاد هنگام معامله گری هم به مشکل برمی خورید.

چگونه میتوانیم بر احساسات خود هنگام معامله گری غلبه کنیم؟

طبق تحقیقات عصب شناسی که انجام شده، به طور میانگین در مغز شما در یک روز بیش از 60 هزار فکر شکل می گیرد؛ یعنی این که تقریبا در هر ثانیه در ذهن شما یک فکر جدید می گذرد.
حال این شرایط را در نظر بگیرید که شما، پشت چارت نشسته اید و در یک سشن معاملاتی شلوغ هستید و مارکت نوسانات زیادی انجام می دهد و شما هم چندین پوزیشن دارید و نیاز دارید که در هر لحظه معاملاتتان را مدیریت کنید.

  • به نظر شما در چنین مواقعی در ذهن شما چند فکر رد و بدل می شود؟
  • آیا به نظر شما در چنین مواقعی احساسات به سراغ شما نمی آیند؟
  • آیا در این لحظات به فکر این نمی افتید که دارید از بازار جا می مانید؟
  • آیا این فکر قدیمی در ذهنتان زنده نمی شود که در کودکی بارها بابت ضرر کردن سرزنش شده اید؟

برای اینکه شما در چنین لحظاتی بر روی معاملاتتان متمرکز شوید و جلوی احساسات را بگیرید، باید روشی برای خودتان به وجود بیاورید. این روش باید متناسب با شخصیت شما باشد؛ مثلا ممکن است برای شخصی مدیتیشن باشد، برای شخص دیگری پیاده روی و تمرکز بر تنفس باشد و برای فرد دیگری می تواند کار و فعالیت روزانه آرامش بخش دیگری باشد.
شما باید متناسب با شخصیت خودتان روش تان را پیدا کنید.
شما وقتی که بارها و بارها این کار را کردید، این تجربه را کسب می کنید که حتی قبل از اینکه احساسات سراغ شما بیاید، با استفاده از روش شخصی خود، آن را مدیریت کنید.

دوره ی مدیریت احساسات هنگام معامله گری

اگر واقعا در مدیریت کردن احساسات خود سردرگم هستید و با وجود انجام کارهای مختلف بازهم نتوانسته اید بر احساسات خودتان غلبه کنید؛ در دوره ی مدیریت ریسک و سرمایه و احساسات آقای کاپری شما طی بیش از13 ساعت ویدیوی آموزشی به صورت تخصصی با موانع
ذهنی هنگام معامله گری آشنا خواهید شد و همچنین یادخواهید گرفت که چرخه های معیوب و مثبتی که شما ممکن است درگیر آن بشوید را یاد خواهید گرفت.
در نهایت هم به صورت کلی نحوه ی مدیتیشن و بررسی عملکرد معاملاتی تان را یاد خواهید گرفت و همچنین می توانید یک تریدینگ پلن اختصاصی و جامع را برای خودتان تهیه کنید.

کنترل احساسات در سرمایه‌گذاری

انسان‌ها مخلوقات احساساتی هستند. ما به طور ذاتی به هرآنچه که احساس خوبی در ما ایجاد می‌کند، پاسخ می‌دهیم و از هرچیزی که ممکن است به ما صدمه بزند، دوری می‌کنیم. اغلب در بازاریابی به قسمت احساسی ذهن مشتریان توجه می‌شود. احساسات است که انسانیت ما را نشان داده و راهنمای بسیاری از تصمیم گیری‌های زندگیمان می‌باشد، حتی زمانیکه نباید از آنها استفاده می‌کردیم.

افراد در سرمایه گذاری به دلایل مختلفی‌، تصمیماتی می‌گیرند که نه تنها عوامل مختلفی مانند گزارش‌ها‌، تحلیل‌ها یا حتی صبحانه‌ای که می‌خورند، بر این تصمیمات اثر می‌گذارد، بلکه احساسات نیز در این تصمیم بی تاثیر نیست. بنابراین احساسات تاثیر بسزایی بر تصمیم گیری‌های ما دارد. به خاطر رقابت‌های تکنولوژیکی حاکم، یادگیری ماشینی امروزه با آنچه در گذشته وجود داشته است، متفاوت است.

روانشناسی بازار نقش بسیار مهمی در معالمه‌گری یا ترید ایفا می‌کند. علاوه بر این شناسایی ساختار بازار و داشتن یک سیستم معاملاتی مناسب نیز حائز اهمیت می‌باشند اما بیشتر از همه کنترل احساسات و عواطف است که نتایج بهتری را در بر دارد. بنابراین ابتدا می بایست بازی روانشناسی را یاد بگیرید. بنده این مقاله را در تکمیل مقاله قبلی منتشر کرده‌ام که لینک آن در زیر قرار دارد. همچنین در مورد سیستم‌های معاملاتی یک مقاله تالیف کرده‌ام که لینک آن در زیر قرار دارد.

برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر موفق به چه چیزهایی نیاز دارید؟

صبر، تمرکز، نظم، تصمیم گیری و مهمتر از همه کنترل احساسات هستند که به شما کمک می کنند معامله‌گر موفقی شوید.‌ در واقع تنها 10% از تریدرها هستند که موفق می‌شوند و فقط 5% از آنها می توانند سرمایه خود را افزایش دهند. این در حالیست که مابقی شکست می‌خورند که دلیل آن می‌تواند زمانبندی ضعیف، عدم ریسک پذیری، عدم آگاهی، نداشتن نظم معاملاتی و یا انتظارات بالا و غیر منطقی باشد. همه این موارد صحیح هستند اما شما پس از یک بررسی ساده متوجه میشوید که دلیل مهمتری وجود دارد که موجب عدم موفقیت شما میشود و آن رابطه بین احساسات و تصمیمات شما می‌باشد.

در واقع ترید مجموعه‌ای از رفتارهای افراد مختلف می‌باشد. مجموعه‌ای از ترس‌ها یا خوش بینی‌ها که بازار را به سمت شناخت روانشناسی می‌برد.

بنابراین همانطور که در ابتدا اشاره شد اولین و مهمترین مرحله تبدیل شدن به یک تریدر و فرد موفق، کنترل داشتن بر احساسات می باشد. برای موفقیت باید بدانید که چگونه احساسات خود را مهار نمایید.

چهار احساس اصلی که اکثراً بر تصمیمات ما تاثیر می گذارد ترس، امید، طمع و پشیمانی می باشد. شما باید این احساسات را بشناسید تا تصمیمات درستی بگیرید. اگر اجازه دهید طمع و ترس کنترل موقعیت را در دست بگیرند، حتما معامله خود را از دست خواهید داد. به این ترتیب باید به یاد داشته باشید که کشمکش اصلی میان شما و بازار نیست بلکه بین احساسات شما می باشد.

یکی از راهکارهایی که می توانید در این جهت از آن استفاده کنید تا با کمک احساس خود نیز به موفقیت برسید به شرح زیر می‌باشد:

ابتدا راحت روی یک صندلی بنشینید و چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید سپس خودتان را در شرایط مورد نظر (بازار هنگام معامله) احساسات در معامله گری تجسم کنید. احساس کنید که سخت مشغول کار هستید و کاملاً تمرکز دارید. احساس کنید که معامله شما بسیار پرسود خواهد بود. قبل از پرداختن به معامله جایگاه خوب خود را تجسم کنید و حس خوبی که ازین معامله خواهید داشت را با تمام وجود احساس کنید.

حالا از بدن خود خارج شوید تصور کنید که چند متری از خودتان و فضایی که در آن حضور دارید فاصله گرفته‌اید. تمرکز و عملکرد خوب خود را ببینید. پس از اینکه به خوبی این شرایط خوب را درک و احساس کردید سعی کنید به زمان حال برگردید و تنفس عادی خود را ادامه دهید.

روانشناسی معامله گری

روانشناسی معامله گری یک موضوع مهم اما نسبتاً ساده است که اغلب معامله‌گران از آن غفلت می‌کنند، اما اگر می‌خواهید یک معامله‌گر سودآور شوید، تسلط بر ذهن معامله‌گر بسیار مهم است. در این مقاله از مجموعه G2O قصد داریم هر آنچه که لازم است درباره روانشناسی معامله گری بدانید برایتان شرح دهیم پس تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

جالب است بدانید که موضوع این مقاله تقریباً همیشه کمترین محبوبیت را در بین معامله گران و سرمایه گذاران داشته است. آنها طیف کاملی از علایق دارند مانند؛ نحوه ایجاد یک سیستم معاملاتی، فیبوناچی، اسکلپینگ، الگوهای هارمونیک و غیره، اما کار بر روی ذهن خود یکی از آن علایق نیست!

برای آگاهی از آخرین دوره های آکادمی g2o و ثبت نام، با شماره ۰۲۱۲۸۴۲۲۶۸۸ تماس بگیرید.

برای دریافت آموزشهای رایگان تیم g2o و همچنین دریافت مشاوره رایگان، شماره تماس خود را در فرم زیر وارد نمایید تا مشاوران ما در اسرع وقت با شما تماس حاصل نمایند.

به چند دلیل معامله گران روانشناسی را نادیده می گیرند.اول از همه، مردم حتی نمی دانند که ممکن است با روان خود مشکلی داشته باشند. در معامله گری قرار است فعالیت های ریاضی / قمار / شرط بندی / مالی را به کار ببریم که در آن دانش، تجربه و “احساس” برنده می شود.اگر اینطور فکر نمی کنید، افرادی را پیدا کنید که در حال معامله بیت کوین یا خرید در روند نزولی در NYSE یا خرید قراردادهای طلا هستند و از آنها بپرسید که چقدر در مورد روانشناسی معامله گری می دانند. بسیار احتمال دارد که پاسخ های خنده دار زیادی خواهید شنید، اکثریت قریب به اتفاق آنها دور از واقعیت در نظر گرفته می شوند.

اساساً، هر معامله‌گر مبتدی می‌خواهد استراتژی، کندل ها، شاخص‌ها و غیره را بیاموزد، و زمانی که آن چیزها را یاد گرفت، فکر می‌کند که آماده است تا با پول واقعی معامله کند. اغلب، آنها حتی نمی خواهند اصول اولیه را بیاموزند و با این احساس که “دلار در حال سقوط است” یا “طلا باید بالا برود” شروع به معامله می کنند. این احساسات برای آنها کافی است تا پس انداز خود را به بازار عرضه کنند.

برای این موضوع دو دلیل عمده وجود دارد، اولین مورد این است که مردم واقعاً آگاه نیستند که روانشناسی یک عامل کلیدی در معامله گری است. دوم این است که آنها مطمئن هستند آنچه را که برای سودآوری لازم است می دانند.

جالب است که این را می توان در زندگی افراد ثروتمند و به طور کلی موفق مشاهده کرد . یک پزشک، کارآفرین یا وکیل، وارد دنیای معامله گری می‌شود و فکر می‌کند که این کار نسبتاً آسانی است، زیرا در زندگی حرفه‌ای خود کاری انجام داده‌اند. آنها تصور می کنند که انگار این کار دیگری است که می توان بدون هیچ آمادگی خاصی انجام داد.«من این شرکت میلیون دلاری را از ابتدا ساختم، مطمئناً می‌توانم چند ارز را معامله کنم» یا «می‌تواند راحت باشد، من با چشمان بسته عمل‌های قلب باز انجام می‌دهم، مطمئن هستم که می‌توانم معاملات آتی سودآور داشته باشم». با این حال می توانند؟ واقعا میتوانید؟

چرا روانشناسی کلید معامله سودآور است؟

تا کنون، ما روانشناسی معامله گری را بدون ارائه هیچ مدرک واقعی برای شما احساسات در معامله گری توضیح داده ایم. ما با بیان این واقعیت شروع می کنیم که ۷۰ الی %۸۰ مردم هنگام معامله پول خود را از دست می دهند. ۲۰-۳۰ درصد سود می کنند.این داده ها متفاوت است اما به طور کلی با گزارش های کارگزاران مطابقت دارد. آنچه مهم است این است که این نسبت در طول سال ها، دهه ها و چه کسی می داند، احتمالاً حتی قرن ها تغییر نمی کند.

جسی لیورمور، نویسنده یکی از کتاب های معروف معامله گری است که در اواخر قرن ۱۹ و ۲۰ معامله می‌کرد. در آن زمان، دسترسی به دانش محدود بود، هیچ کتاب الکترونیکی، وبینار و کانال یوتیوب وجود نداشت. مردم نمی توانستند «چگونگی معامله فارکس» را در گوگل تایپ کنند و ۱۵۲۵۳۷۲۷۵۲ نتیجه را در یک ثانیه دریافت کنند. انها هیچ پلتفرم معاملاتی، نمودارهایی با اندیکاتورهای پیچیده و نمودارهای پر زرق و برق نداشتند. شما در حال حاضر آنها را دارید ولی چه اهمیتی بر تعداد معامله‌گران سودآور دارد؟ شما این را باور نمی کنید اما درصد معامله گران سودده و زیانده کم و بیش همچنان ثابت است

صبر کن احساسات در معامله گری چی؟ اشتراک در ۱۰ کانال یوتیوب، شرکت در ۱۰ دوره پولی و خرید دو صفحه نمایش اضافی برای نظارت بر ۱۲ نمودار به طور همزمان نتایج شما را بهبود نمی بخشد و تعداد معامله گران سودآور را افزایش نمی دهد؟ چرا این اتفاق می افتد؟

اینکه شما می توانید تمام دانش جهان را داشته باشید و همچنان در معامله گری مشغول شوید شما را به معامله سود اور تبدیل نمی‌کند چراکه دانش مهمترین عامل در معامله گری نیست. مهمترین عامل، تا حد زیادی، روانشناسی و ذهن شما است.

می‌توانید هفته‌ها را صرف یادگیری تکنیک‌های پیچیده معاملاتی کنید، یا ماه‌ها بر برخی مفاهیم پیچیده تسلط پیدا کنید، و باز هم نتوانید از طریق معامله گری درآمد کسب کنید. شما می توانید درک کاملی از هر حرکتی داشته باشید، اما اگر بر ذهن خود کنترل نداشته باشید ، نمی توانید در دراز مدت سودی کسب کنید.

چرا روانشناسی معامله گری را پیچیده می کند؟

این یک موضوع بسیار گسترده است، تصور کنید یک سیگنال معاملاتی عالی دارید که با استفاده از تکنیک های پیشرفته آن را به دست آورده اید. شما آن سیگنال را باز می کنید و فوراً سود می کنید. سپس، قیمت معکوس می شود و زیان خیلی زیادی را در سهام خود مشاهده می کنید. چه کار میکنید؟

احتمالا یک استاپ لاس قرار می دهید و معامله شما به سادگی با یک ضرر کوچک بسته می احساسات در معامله گری شود. یا کلا معامله را می بندید. شما واکنش نشان می دهید زیرا از ضرر می ترسید و امیدوارید که بازار به نفع شما تغییر کند.ممکن است از اشتباه کردن بترسید یا نسبت به مهارت های خود بیش از حد اعتماد به نفس داشته باشید یا گرفتار یکی از بسیاری از تله های روانی دیگر شوید. مسئله این است که همه این واکنش ها نتیجه یک ذهن ضعیف است. این ذهنی نیست که معامله گران موفق دارند.

به زبان ساده، حتی اگر بهترین سیستم معاملاتی را داشته باشید، همچنان به نظم، انگیزه و پشتکار مناسب برای استفاده صحیح از آن نیاز دارید. برای استفاده صحیح از ابزارهای مدیریت ریسک و پول خود به یک روان خونسرد نیاز دارید. شما باید بتوانید امیدها، آرزوها، ترس‌ها و احساسات را کاملاً رها کنید.می دانید چه کسی می تواند این کار را انجام دهد؟ معامله گران شگفت انگیز و ربات های برنامه ریزی شده مناسب.

شما کمبود دانش ندارید

اکثر شما احتمالاً تمام دانش لازم برای کسب درآمد در بازار را دارید. شما در دره ها می خرید و در قله ها می فروشید. البته معامله به این راحتی نیست، اما هنوز هم بسیار ساده است. انسان ها تمایل دارند بیش از حد آن را پیچیده کنند. چیزی که کار را سخت می کند خود انسان ها هستند. آنها به دلیل ذهن ضعیف خود آن را پیچیده می کنند.

آنچه درباره روانشناسی معامله گری باید بدانید

روانشناسی معامله گری در حقیقت به احساسات و وضعیت ذهنی اشاره دارد که به موفقیت یا شکست در معاملات کمک می کند. روانشناسی معامله گری جنبه های مختلفی از شخصیت و رفتارهای یک فرد را نشان می دهد که بر اقدامات تجاری آنها تأثیر می گذارد. این روانشناسی می تواند به اندازه سایر ویژگی ها مانند دانش، تجربه و مهارت در تعیین موفقیت معاملات مهم باشد. نظم و انضباط و ریسک ‌پذیری دو مورد از حیاتی‌ ترین جنبه‌ های روان‌شناسی معاملات هستند زیرا اجرای این جنبه‌ ها توسط یک معامله ‌گر برای موفقیت طرح معاملاتی او حیاتی است. ترس و طمع معمولاً با روانشناسی معاملات مرتبط است، در حالی که چیزهایی مانند امید و پشیمانی نیز در رفتار معاملاتی نقش دارند.

درک روانشناسی معامله گری

مهارت های زیادی برای معامله گری موفق در بازارهای مالی مورد نیاز است. این مهارت ها شامل توانایی ارزیابی اصول یک دارایی (مانند سهام یک شرکت) و تعیین جهت روند دارایی می شوند اما هیچ یک از این مهارت های فنی به احساسات در معامله گری اندازه طرز فکر معامله گر مهم نیست. احساسات، تفکر سریع و اعمال نظم و انضباط، اجزایی از چیزی است که ما آن را روانشناسی معامله گری می نامیم.

روانشناسی معامله گری یا روانشناسی تجارت می تواند با چند احساس و رفتار خاص مرتبط باشد که اغلب کاتالیزورهای معاملات بازار هستند. توصیفات مرسوم رفتارهای هیجانی در بازارها، بیشتر معاملات هیجانی را به حرص یا ترس نسبت می دهند.

حرص و طمع را می توان به عنوان میل بیش از حد به ثروت در نظر گرفت، آنقدر زیاد که گاهی عقلانیت احساسات در معامله گری و قضاوت را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین، این توصیف سرمایه گذاری الهام گرفته شده از حرص یا تجارت غیرمنطقی، فرض می کند که احساسات طمع می تواند معامله گران را به سمت انواع رفتارهای غیرصحیح سوق دهد. این رفتارها و اقدامات ممکن است شامل انجام معاملات با ریسک بالا، خرید سهام یک شرکت یا فناوری آزمایش نشده فقط به دلیل افزایش سریع قیمت آن، یا خرید ارز دیجیتال بدون تحقیق در مورد سرمایه گذاری اساسی باشد.

علاوه بر این، طمع ممکن است سرمایه‌ گذاران را ترغیب کند که در معاملات سودآور بیش از حد مطلوب، باقی بمانند و در تلاش برای برداشتن سود اضافی یا گرفتن موقعیت‌ های سوداگرانه بزرگ باشند. طمع در مرحله نهایی بازارهای صعودی، زمانی که حدس و گمان بیداد می کند و سرمایه گذاران احتیاط را کنار می گذارند، آشکارتر است.

در مقابل، ترس باعث می ‌شود معامله‌ گران به دلیل نگرانی از ضررهای زیاد، موقعیت‌های خود را زودتر ببندند یا از ریسک کردن خودداری کنند. ترس در بازارهای نزولی قابل لمس است و این یک احساس قوی است که می تواند باعث احساسات در معامله گری شود معامله گران و سرمایه گذاران با عجله برای خروج از بازار غیرمنطقی عمل کنند. ترس اغلب به وحشت تبدیل می شود که به طور کلی باعث فروش قابل توجهی در بازار می شود.

تحلیل تکنیکال

روانشناسی معامله گری اغلب برای تحلیلگران فنی و تکنیکالی مهم است که بر روی تکنیک های نمودارسازی تکیه می کنند تا تصمیمات تجاری خود را هدایت کنند. نمودارهای امنیتی می تواند طیف گسترده ای از بینش ها را در مورد یک حرکت امن ارائه دهد. در حالی که تکنیک‌ های تجزیه و تحلیل فنی و ترسیم نمودار که می ‌توانند در تشخیص روند فرصت‌ های خرید و فروش مفید باشند، نیاز به درک و شهود برای حرکت‌ های بازار دارد که از روان ‌شناسی معامله گری سرمایه‌ گذاران ناشی می‌ شود.

موارد متعددی در نمودارهای فنی و تحلیل های تکنیکال وجود دارد که در آن یک معامله گر باید نه تنها به دانش تحلیل نموداری تسلط داشته باشد، بلکه به دانش خود در مورد امنیتی که دنبال می کند و شهود خود برای تأثیر عوامل گسترده تر بر بازار نیز تکیه کند. معامله گرانی که توجه زیادی به تأثیرات جامع قیمت، نظم و انضباط و اطمینان دارند، روانشناسی معاملاتی متعادل تری را نشان می دهند که معمولاً به موفقیت آن ها کمک می کند.

مالی رفتاری

بخشی از روانشناسی معامله گری این است که بفهمیم احساسات در معامله گری چرا افراد در بازار یا سایر مسائل پولی تصمیمات غیرمنطقی می گیرند. مالی رفتاری زیرشاخه ای از اقتصاد رفتاری است که تأثیرات روانی و سوگیری هایی را ارائه می دهد که بر رفتارهای مالی سرمایه گذاران و متخصصان مالی تأثیر می گذارد. علاوه بر این، احساسات در معامله گری احساسات در معامله گری تأثیرات و سوگیری‌ ها می ‌تواند منشأ تبیین انواع ناهنجاری‌ های بازار، به ‌ویژه ناهنجاری‌ های موجود در بازار سهام، ارزهای دیجیتال و … مانند افزایش یا کاهش شدید قیمت دارایی باشد.

مالی رفتاری معمولاً شامل مفاهیم زیر است:

حسابداری ذهنی: حسابداری ذهنی به تمایل افراد به تخصیص پول برای اهداف خاص اشاره دارد.

رفتار گله: رفتار گله بیان می کند که افراد تمایل دارند رفتارهای مالی اکثریت گروه (گله، توده) را تقلید کنند. گله داری در بازار به دلیل پشت سرگذاشتن ها و فروش های چشمگیر بدنام است.

شکاف عاطفی: شکاف عاطفی به تصمیم گیری براساس احساسات شدید یا فشارهای عاطفی مانند اضطراب، خشم، ترس یا هیجان اشاره دارد. احساسات اغلب یک دلیل کلیدی برای انتخاب های غیر منطقی و منطقی افراد هستند.

لنگر انداختن: لنگر انداختن به ضمیمه کردن یک سطح هزینه به یک مرجع خاص اشاره دارد. شامل هزینه‌ های مداوم براساس سطح بودجه یا منطقی ‌سازی هزینه‌ ها براساس ابزارهای رضایت ‌بخش مختلف.

در لنگر انداختن فرد ایده ها و پاسخ های اولیه خود را بر یک نقطه از اطلاعاتش استوار می کند و تغییراتی را براساس آن نقطه شروع ایجاد می کند. در این حالت شخص از یک عدد یا مقدار هدف خاص به عنوان نقطه شروع استفاده می کند که به عنوان لنگر شناخته می شود و متعاقباً آن اطلاعات را تا رسیدن به یک مقدار قابل قبول در طول زمان تنظیم می کند. البته اغلب، این تنظیمات ناکافی و بسیار نزدیک به لنگر اصلی هستند و زمانی که لنگر بسیار متفاوت از پاسخ واقعی باشد، مشکل ایجاد می ‌کند.

خود اسنادی: خود اسنادی به تمایل به انتخاب براساس اعتماد بیش از حد به دانش یا مهارت خود اشاره دارد. انتساب به خود معمولاً از یک استعداد ذاتی در یک منطقه خاص سرچشمه می گیرد. در این دسته، افراد تمایل دارند دانش خود را بالاتر از دیگران رتبه بندی کنند، حتی زمانی که به طور عینی کوتاهی می کنند.

غلبه بر طمع

یک ضرب المثل قدیمی در وال استریت وجود دارد که می گوید “خوک ها را سلاخی می کنند.” این عادتی است که سرمایه ‌گذاران حریص دارند که به مدت طولانی در یک موقعیت برنده باقی می مانند تا آخرین افزایش قیمت را ببینند اما غافل از اینکه دیر یا زود، روند معکوس می شود و حریصان گرفتار می شوند.

غلبه بر طمع آسان نیست. این احساس غالباً براساس غریزه برای بدست آوردن کمی سود بیشتر است. یک معامله گر باید یاد بگیرد که این غریزه را بشناسد و یک برنامه معاملاتی مبتنی بر تفکر منطقی، (نه هوس یا غرایز)، توسعه دهد.

درک ترس

وقتی معامله‌ گران اخبار بدی درباره یک دارایی خاص یا به طور کلی در مورد اقتصاد دریافت می‌ کنند، طبیعتاً می ‌ترسند. آنها ممکن است بیش از حد واکنش نشان دهند و احساس کنند مجبور هستند دارایی های خود را نقد کنند، پول نقد داشته باشند و از ریسک کردن بیشتر خودداری کنند. اگر این کار را انجام دهند، ممکن است از ضررهای خاصی جلوگیری کنند اما ممکن است برخی از دستاوردها را نیز از دست بدهند.

معامله گران باید بدانند ترس چیست: یک واکنش طبیعی به یک تهدید درک شده. معامله گران باید در نظر داشته باشند که از چه چیزی می ترسند و چرا از آن می ترسند. اما این تفکر باید قبل از خبر بد رخ دهد، نه در وسط آن. ترس و طمع دو احساس درونی هستند که باید کنترل شوند.

با فکر کردن از قبل، معامله گران می دانند که چگونه رویدادها را به طور غریزی درک می کنند و به آنها واکنش نشان می دهند و می توانند از پاسخ احساسی عبور کنند. البته این کار آسانی نیست اما برای سلامت پرتفوی یک سرمایه گذار ضروری است نه صرفا خود سرمایه گذار.

تنظیم قوانین

یک معامله گر باید قوانینی را ایجاد کند و در هنگام بروز بحران روانی از آنها پیروی کند. دستورالعمل هایی را براساس میزان تحمل ریسک/پاداش خود برای زمان ورود به معامله و زمان خروج از آن تنظیم کنید. یک هدف سود تعیین کنید و یک توقف ضرر ایجاد کنید تا احساسات را از فرآیند خارج کنید.

علاوه بر این، ممکن است تصمیم بگیرید که کدام رویدادهای خاص، مانند انتشار سود مثبت یا منفی، باید باعث تصمیم گیری برای خرید یا فروش دارایی شود.

عاقلانه است که محدودیت هایی برای حداکثر مقداری که می خواهید در یک روز برنده شوید یا ببازید تعیین کنید. اگر به حد سود رسیدید، پول را بردارید و خارج شوید. اگر ضررهای شما به یک عدد از پیش تعیین شده رسید، خارج شوید و معامله را ادامه ندهید. در هر صورت، شما زنده خواهید ماند تا یک روز دیگر معامله کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.