مهلت استفاده از خیارات


خیار تخلف از شرط فوری نیست اما باید در مدت متعارف عرفی اعمال شود

خیار تخلف شرط فوری نیست اما باید در مدت متعارف عرفی اعمال شود والا ممکن است از نظر قضایی عدم اعمال آن در مدت زمان طولانی دلالت بر اسقاط نماید

نشست قضایی مورخ ۱۳۹۷/۰۱/۲۱ قضات شهر سمنان

کد نشست ۱۳۹۷-۴۹۴۲

موضوع: فوریت در خیار تخلف از شرط

پرسش: آیا خیار تخلف شرط فوریت دارد یا خیر ؟

نظر اتفاقی

خیاراتی که پس از علم به آن، قانون مدنی تصریح به فوری بودن آن نموده عبارتند از خیار عیب، خیار رؤیت و تخلف وصف، خیار غبن، خیار تدلیس ( مواد ۴۱۵ ، ۴۲۰ ، ۴۳۵ و ۴۴۰ ) خیاراتی که مقنن به سکوت برگزار نموده و تصریح به فوریت نکرده است عبارتند از خیار شرط، خیار تاخیر ثمن، تبعض صفقه، تفلیس و خیار تخلف شرط؛ در خیارات مذکور دارنده حق خیار، می تواند اعمال حق خود را به تاخیر اندازد و هر زمان بخواهد اخذ به خیار کند زیرا دلیلی بر اسقاط خیار در اثر تاخیر وجود ندارد. بطور کلی پس از آنکه حقی به سببی از اسباب برای کسی به وجود آید به خودی خود ساقط نمی شود مگر آنکه طبق نص قانونی در موارد معین ساقط گردد یا دارنده حق آن را اسقاط کند لذا اصل بر این است که در صورتیکه حق خیار به جهتی از جهات برای کسی ایجاد شود چنانچه خود آن را ساقط ننماید میتواند هر زمان آن را اعمال کند مگر آنکه قانون فوری بودن اعمال خیار را لازم دانسته باشد.

ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی نیز مطابق نظریه دکترین حقوقی صرفاً ناظر به عقد نکاح است با این تفاوت که برخی اطلاق ماده مذکور را ناظر به تمام خیارات در عقد نکاح دانسته اند (دکتر کاتوزیان حقوق خانواده ص ۲۱۴) و برخی با توجه به احکام خیارات در بیع، دامنه شمول ماده ۱۱۳۱ را ناظر به خیارات عیب و تدلیس دانسته اند و در عقد نکاح نیز خیار تخلف از شرط را فوری نمی دانند (دکتر امامی جلد ۴ ص ۴۷۳) اما با توجه به اصل ۴۰ قانون اساسی ، نظر به اینکه هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر قرار دهد، دارنده حق خیار نیز بایستی در مدت زمان معقول و متعارفی نسبت به اعمال حق خویش اقدام کند که باعث ورود ضرر به طرف مقابل نشود. مؤید این نظر، نظریه شماره ۳۱۳/۷ مورخ ۲۱/۲/۹۲ است که مقرر داشته «هر چند خیار تخلف از شرط فوریت ندارد ولی باید در مدت متعارف که عرف آن را تعیین می کند مشروط له آن را اعمال نماید زیرا داوری عرف نمی پذیرد که مشروط له هر وقت بخواهد معامله را فسخ کند»

نظر هیئت عالی

با توجه به اینکه قانونگذار در خیار تخلف از شرط اصل فوریت مندرج در خیار عیب، خیار غبن و … را تصریح ننموده، بنابراین در خیار شرط فوریت وجود ندارد، مگر اینکه در نظر قاضی انقضای مدت طولانی از زمان تخلف شرط و عدم اعمال حق خیار فسخ، دلالت بر اسقاط حق مذکور نماید.

فوریت اعمال خیار بامطالعه تطبیقی بافقه عامه

خیار حقّی است که به موجب قانون و یا قرارداد به وجود آمده و راهی است برای مهلت استفاده از خیارات جبران زیان صاحب آن، بر این اساس فرض می شود که با اعمال خیار و انحلال قرارداد، ضرر از من له الخیار دفع می گردد. تعداد خیارات در منابع فقهی و نوشته های حقوقدانان متفاوت می-باشد امّا از حیث فوریت به سه دسته تقسیم شده اند، خیارات فوری، خیارات با مدّت معیّن و خیارات غیرفوری، آنچه که به عنوان اصل در مورد خیارات مورد پذیرش واقع شده این است که اصل بر فوریت خیار است مگر اینکه بر عدم فوریت آن تصریح شده باشد، امّا آنچه که در این میان مغفول مانده است مسئله مبداء آغاز فوریت، نحوه ی اعمال خیارات فوری و تأثیر فوریت بر آثار خیار می باشد. در این تحقیق ابتداء به بررسی نظریات موجود در باب مبدأ آغاز فوریت در فقه و قانون مدنی پرداخته می شود و در ادامه در مسئله نحوه اعمال خیارات فوری مداقه می شود، در انتها نیز تأثیر فوریت خیار بر آثار خیار بررسی می شود.

منابع مشابه

فوریت یا تراخی در اعمال خیار

یکی از مسائل مربوط به فسخ قرارداد این است که آیا باید خیار را فوراً اعمال کرد یا تأخیر در آن تا زمانی که یکی از اسباب سقوط، محقق نشده، جایز است؟ اختلاف‌نظر بین فقها و حقوق‌دانان، در این مسئله مشهود است. به دلیل ماهیت یکسان خیارات و آثار عملی بحث، باید با تحلیل آن، نظر فقهی و موضع قانون مدنی را بازبینی کرد. قانون مدنی از میان خیارات متعدد، به فوریت 4 مورد آن‌ها تصریح کرده و همین امر سبب اختلاف‌نظ.

نگاهی نو به مفهوم فوریت خیار در حقوق ایران» با مطالعه تطبیقی

دریافت: 15/8/84 پذیرش: 29/7/85 چکیده هنگامی که یکی از طرفین قرارداد حق فسخ آن را به استناد خیار عیب، غبن، تدلیس و یا تخلف وصف پیدا می¬کند، مطابق مواد 415 ، 420 ، 435 و440 ق. م. ملزم است حق فسخ خود را فوراً و بدون تأخیر اعمال کند، در غیر این صورت آن را از دست خواهد داد. در این گونه موارد پرسش قابل تأمل این¬است که مقصود از فوریت خیار چیست؟ به بیان دیگر، مهلت اعمال حق فسخ چقدر است و این م.

بررسی مبانی و شرایط اعمال خیار تفلیس

در عقود معاوضی که در آن، نوعی تعادل عرفی میان عوضین وجود دارد، عدم انجام یا عدم امکان انجام تعهد از سوی یکی از طرفین قرارداد، برای طرف مقابل حقوقی را به وجود می‌آورد. از آن جمله می‌توان به خیار تأخیر ثمن (در بیع)، خیار تعذر تسلیم و تبعض صفقه اشاره کرد. در این میان، خیار تفلیس یکی از حقوقی است که برای حمایت از شخصی که وفای به عهد کرده یا حاضر به ایفای تعهد قراردادی خویش می‌باشد، وضع شده است. این.

اعمال خیار در عقد رهن

قابلیت تحقق غبن و اعمال خیار غبن در عقود احتمالی

چکیده عقد احتمالی از جمله عقودی است که با توجه به مقتضیات زمان و نیازها و ضروریات زندگی اجتماعی در مصادیق مختلف رواج پیدا کرده و مورد پذیرش عرف عقلا واقع شده است. که بر حسب مورد میزان عوض یا عوضین و حتی حصول عوض یا عوضین در زمان انعقاد عقد نامعین و احتمالی است و تعیین شدن میزان و قطعی شدن حصول آن به امر یا امور دیگری محول شده است. ماهیت و شرایط خاصی که این .

امکان سنجی اعمال خیار شرط منفصل از دیدگاه مذاهب اسلامی

خیار شرط از جمله نهادهای حقوقی پرکاربرد در فقه و حقوق اسلامی و تأثیرگذار در روابط بین متعاقدین قراردادها می­‌باشد که فقهای مذاهب اسلامی کم و کیف و شرایط و ضوابط آن را تبیین کرده­‌اند. یکی از مباحث مهم و اختلاف برانگیز پیرامون این خیار، آن است که آیا مدت خیار، حتماً متصل به عقد باشد، یا اینکه می­‌تواند منفصل از آن هم باشد؟ همه مذاهب اسلامی اصل خیار شرط را پذیرفته­‌اند؛ جمهور فقهای اهل­‌سنت، منفصل.

انواع خیار در حقوق

انواع خیار در حقوق

خیار به معنی اختیار می‌باشد و به معنای اختیار فسخ معامله است و شما کاربران محترم احتمالا با واژه خیار آشنایی خواهید داشت و یا اینکه حداقل نام آن به گوشتان خورده است در این مقاله شما را با معنی و مفهوم خیار و انواع خیار در قانون آشنا خواهیم کرد پس در ادامه همراه ما باشید؛

انواع خیار در حقوق

مطابق ماده ۳۹۶ قانون مدنی خیارات به ده دسته تقسیم میشود که خیار مجلس و خیار حیوان و خیار شرط و خیار تاخیر ثمن و خیارت رویت و خیار غبن و عیب و تدلیس و تبغض صفقه و خیار تخلف شرط از انواع آن است .

خیار مجلس

خیار مجلس به موجب ماده ۳۹۷ قانون مدنی به این معنی است که زمانی که مجلس عقد به هم نخورده و طرفین و شهود طرفین از مجلس بیرون نرفته اند ،طرفین اختیار فسخ معامله را خواهند داشت .

البته باید توجه داشت که در جامعه امروزی از این خیار استفاده نمیشود و به عبارت دیگر مقرره مذکور در ماده ۳۹۷ از قوانین متروک است .

خیار حیوان

مطابق ماده ۳۹۸ قانون مدنی اگر معامله ای صورت بگیرد و مبیع حیوان زنده باشد طرف دیگر ظرف سه روز اختیار فسخ معامله را خواهد داشت .

اگر هم مبیع و هم ثمن حیوان باشد هر دو طرف اختیار فسخ معامله را خواهند داشت و اختیار فسخ در این موارد مختص حیوان زنده است نه حیوانی که به صورت مرده و بی جان معامله میشود .

خیار شرط

ممکن است قراردادی منعقد شود و در آن شرط کنیم که یکی از طرفین یا شخص ثالثی اختیار فسخ معامله را داشته باشد

خیار شرط ممکن است متصل باشد یا منفصل اگر متصل باشد از زمان وقوع معامله محاسبه میشود و اگر منفصل باشد از زمانی که بین طرفین توافق شده است محاسبه خواهد شد .

باید توجه داشت که باید برای خیار شرط مدت تعیین شود و در غیر این صورت مطابق ماده ۴۰۱ هم شرط خیار و هم بیع باطل است .

خیار غبن

بر اساس ماده ۴۱۶ هر یک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن حق فسخ معامله را دارد

خیار غبن معمولاً در جایی پدید می آید که توازن بین مبیع و ثمن وجود ندارد و شخص متضرر از این عدم توازن مطلع نباشد .

فرض کنید شما خانه ای را در شهری از شخصی خریده اید و مبلغی را پرداخت کرده و پس از آن مطلع میشوید که قیمت آن خیلی کمتر از مبلغ پرداخت شده بوده است که در اینجا شما خیار غبن خواهید داشت .

یعنی به محض اطلاع باید خیار خود را اعمال کرد و برای اعمال این خیار و تمامی خیارات بایستی اظهارنامه ای را به شخص طرف معامله داد و در آن فسخ معامله را اعلام نمود و پس از آن تأیید فسخ معامله را خواست به این صورت که دادخواستی مبنی بر آن تنظیم نموده و آن را در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت نمایید .

خیار عیب

ارش مابه التفاوت مبیع سالم و معیوب است که توسط کارشناس با شرایط خاص خود محاسبه و ارزیابی میشود و متضرر تعلق خواهد گرفت .

مطابق مقرره ۴۲۳ قانون مدنی عیبی موجب فسخ است که مخفی باشد یعنی مشتری در زمان انعقاد معامله آگاه نباشد حالا چه عیب واقعاً مخفی باشد یا نه عیب مشهود است اما مشتری متوجه عیب نشده است .

اشاره به این نکته نیز ضروری است که بر اساس ماده ۴۲۶ قانون مدنی تشخیص عیب بر اساس عرف است به طور مثال نصب کولر در منازل در جنوب کشور مرسوم و متعارف است پس اگر کولر بر روی خانه نصب نباشد عیب کالا محسوب میشود ، اما همین امر در مناطق غرب کشور از عیب کالا نیست .

اما در پاره ای از موارد شخص متضرر حق فسخ ندارد و فقط میتواند ارش بگیرد که در ماده ۴۲۹ قانون مدنی به این موضوع اشاره شده است .

اگر مبیع نزد و در ید مشتری تلف شود و یا اینکه مشتری مبیع را به شخص دیگر منتقل کند متضرر حق فسخ نخواهد داشت و فقط میتواند ارش بگیرد .

در صورتی که در مبیع تغییری حاصل شود به طور مثال پارچه تبدیل به کت و شلوار یا لباس شود ، گندم تبدیل به آرد شود در این وضعیت نیز مشتری تنها حق دریافت ارش خواهد داشت .

اگر مبیع در ید مشتری یک عیب جدید پیدا کند مشتری حق فسخ ندارد و فقط میتواند ارش بگیرد مگر اینکه در زمان خیار مختص مشتری باشد یعنی مشتری یکی از این سه خیار را داشته باشد خیار حیوان ،شرط یا مجلس که در این موارد مشتری هم خیار فسخ دارد و هم میتواند اگر بخواهد بجای فسخ از ارش استفاده کند .

جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص انواع خیار در حقوق و به دست آوردن راهکارهای آن میتوانید به وکلا و مشاوران و کارشناسان حقوقی سایت وکیلوند اولین استارتاپ حقوقی مهلت استفاده از خیارات ایران مراجعه نمایید.

خیار یعنی چه و انواع را توضیح دهید؟

در لغت به معنای اختیار، اراده و انتخاب است، در اصطلاح حقوقی بمعنای انحلال قرارداد یا همان سرباز زدن از مفاد قرارداد می باشد.

حال سوال پیش می آید که اصلا تمامی معاملات صورت گرفته را می شود با پیش بینی حق فسخ براحتی برهم زد یا خیر؟

در پاسخ ذکر نکاتی ضروری است.

وفق قانون اصل بر لزوم قرارداد هاست و طرفین معامله بایستی بر اجرای مفاد ان متعهد باشند و اصولا بطور یکجانبه نتوان آنرا منحل کرد، در نتیجه برای فسخ یا همان خیار بایستی این حق در قرارداد ها برای کی از طرفین معامله پیش بینی ومشروط گردد یا اینکه طرفین با رضایت همدیگر قرارداد را منحل نمایند.

عبارتی چند وقت پیش از سوی سامانه پیامکی پلیس هم برای عموم فرستاده می شد، ذهن خیلی ها را به خود معطوف می ساخت وبسیاری از مردم نسبت به ان واکنش نشان دادند، بله عبارت اسقاط کافه خیارات همان عبارتی که در مبایعنامه های چاپی بنگاههای املاک درج شده است ولی بسیاری حتی معنی ان را نمی دانند وبی توجه پای امضای قرارداد می نشینند و ناخواسته و ندانسته امضا می نمایند وشاید عواقب ان نیز دامن گیر انها می شود.

وقتی شما با فردی درمورد یک مال چه منقول مثل خودرو و چه غیر منقول مثل یک آپارتمان قراردادی تنظیم می نمایید، شاید بخاطر یکسزی عوامل مثل داشتن عیب یا ندانستن قیمت حقیقی یا عواملی دیگری که در حین معامله وجود نداشته یا وجود داشته، کما اینکه خریدار یا فروشنده متوجه ان نشده ولذا با این قرارداد دچار ضرر می شود؛ در اینجاست که اگر این عبارت اسقاط کافه خیارات در قرارداد قید شده باشد، درواقع حق قانونی خود را دررابطه خروج یک طرفه از قرارداد را از خود سلب نموده اید.

خیارات در علم حقوق دارای انواعی است که بطور مجزا دررابطه با انواع آن صحبت می گردد.در کل ۱۲ نوع خیار داریم که در قانون مدنی در ماده ۳۹۶ تا تنها ۱۰ مورد را بیان داشته است.

خیار حیوان:

این نوع خیار همانطور که از نام ان مشخص است دررابطه با معامله حیوان است؛ یعنی هرزمان مورد معامله حیوان باشد وشرایط ان محقق شود یکی از طرفین می تواند به ان خیار استناد کند حال چه شرایطی؟ یعنی هرزمان در قرارداد در ازای ان چیزی که می دهی حیوان دریافت کنی تا سه روز از زمان قرارداد می توای از این خیار حیوان بهره مند شوی؛ بنابر این یک مورد معامله حیوان باشد دو، سه روز از زمان عقد بگذرد؛ این خیار فقط برای بایع یا همان فروشنده متصور است.

خیار مجلس:

خیاری است که فقط می توانی در حین انعقاد قرارداد ودر خود مجلس قرارداد از ان استفاده نمایی، پس اگر معامله ای رخ داد وهریک پس از عقد از یکدیگر جداشدند این خیار قابل استفاده نیست.

خیار شرط:

در بسیاری از مواقع پیش می اید که در یک معامله ای هرکدام از طرفین شرطی می کند یا هریک یا هردو یا حتی سوم شخصی اختیار برهم زدن معامله را داشته باشد، البته ذکر مدت لازمه و شالوده اصلی این خیار است.

خیار تاخیر ثمن:

درواقع این نوع خیار زمانی توسط فروشنده استفاده می گردد که در دریافت ثمن خریدار تعلل ورزد، البته بارعایت وجود شرایطی این خیار محقق می گردد، اولا مورد معامله عین معین یا کلی در معین باشد یعنی مورد معامله مشخص ویا قابل تشخیص باشد، عین معین مثل خودرو مزدا ۸۲ وکلی در معین یعنی یک کونی برنج از این انبار دوم اینکه مبیغ یا همان کالا و ثمن هردو حال باشند؛ یعنی دارای مهلت ووعده دار نباشند، سوم اینکه از تاریخ وقوع معامله ۳ روز بگذرد و چهارم اینکه در این سه روز مقرر مبیع به خریدار تسلیم نشده و خریدار هم تمامی ثمن را پرداخت ننموده باشد.

خیار تخلف از وصف یا نام دیگر ان خیار رویت:

همانطور از اسم ان پیداست، مورد معامله رویت نشود و تنها به اوصاف ان تکیه کنی و پس از قرارداد متوجه شوی که مورد معامله ان وصف را ندارد که در چهار حالت ممکن قابل تصور است.

  1. عدم رویت مبیع توسط خریدار
  2. عدم رویت ثمن توسط فروشنده
  3. عدم رویت مبیع توسط فروشنده
  4. عدم رویت ثمن توسط خریدار

در نتیجه استفاده از این نوع خیار برای هریک از طرفین ممکن است ایجاد شود.

خیار غبن:

غبن یعنی ضرر پس اگر در عقدی بین خرید وفروش تعادل نباشد یا بعبارتی کسی یک کالای را بدون دانستن قیمت اصلی با قیمت خیلی بالای بخرد یا با قیمت خیلی پایینی بفروشد و پس از قرارداد متوجه قیمت واقعی مهلت استفاده از خیارات شود، بنوعی دچار زیان شده که باصطلاح مغبون شده است؛ حال با وجود این حق جبران خسارت می گردد.

خیار عیب:

گاهی در یک دادوستدی کالا دچار عیبی است که از منظر خریدار مخفی است یا خریدار متوجه ان نشده است و فروشنده سکوت اختیار نموده است.

در کل متضرر از معامله می تواند از این خیار استفاده کند ومعامله را برهم زند یا اینکه با وجود ان عیب به همان شکل بپذیرد و ارش بگیرد، منظور از ارش هم مابه تفاوت قیمت کالای سالم و دچار عیب است.

خیار تدلیس:

تدلیس یعنی اخفا وکتمان یعنی کاری که موجب فریب طرف معامله شود؛ بنابراین اگر عملیاتی رخ دهد، در حین معامله که باعث فریب به قصد گمراهی طرف معامله شود، تدلیس صورت گرفته است.

خیار تبعضه صفقه:

یعنی جز جز شدن معامله یا بعبارتی بخشی از یک معامله به طور صحیح انجام گرفته است، بخشی دیگر معامله اشتباه انجام گرفته است که در این صورت فرد اختیار دارد کل معامله را به استناد این خیار فسخ کند یا بخش صحیح را بپذیرد و نسبت به بخش باطل آن ثمن را استرداد کند.

خیار تخلف از شرط:

در مواقعی پیش بینی شده است که شرطی در معامله ای درج می گردد، مشروط علیه (کسی که شرط برعلیه اوست) از انجام ان شرط استکناف می ورزد و مشروط له یعنی (کسی که شرط بنفع اوست) از این حق استفاده می کند.

نوع یازدهم ودوازدهم در قانون نام برده نشده است، نوع یازدهم خیار تفلیس است.

خیار تفلیس از ریشه افلاس و ورشکستگی می اید حالتی که یکی از طرفین مفلس شود، طرف دیگر با وجود شرایط زیر می تواند معامله را منحل کند.

  1. تشخیص ورشکستگی و افلاس توسط دادگاه
  2. عدم تلف یا فروشش مورد معامله
  3. عدم پرداخت ثمن
  4. ثمن مال کلی در ذمه باشد یعنی پول باشد.

حالت دوازدهم هم خیار تعذر تسلیم است یعنی هریک از طرفین از تسلیم مورد معامله به دیگری عاجز باشند؛ مثلا قناری در قفس را فروشنده می فروشد و در حین دادن قناری به اسمان می رود وبه تصرف مشتری در نمی اید.

در اینجا فروشنده از تسلیم متعذر شده است.بحث خیارات به پایان رسید اما این نکته نیز ناگفته نمایند که از میان خیارات تعدادی معروف به خیارات فوری هستند که به محض اگاهی بایستی اعمال شوند؛ معیار فوریت هم عرف است.

خیارات فوری عبارت است از:

  1. خیار تدلیس
  2. خیار عیب
  3. خیار غبن
  4. خیاررویت ویا تخلف از وصف

تهیه شده در سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران
به قلم : دکتر حشمدار

مشاوره رایگان قضایی
هموطنان می توانند سوالات خود را
از ساعت 8 صبح تا 2 بعد از ظهر با شماره 129 تماس حاصل فرمایند.
.
و از ساعت 2 بعدازظهر تا 6 بعدازظهر با شماره 09121900500 تماس تلفنی حاصل فرمایند.
.
همچنین هموطنان می توانند از طریق برنامه واتس آپ در طول 24 ساعت شبانه روز سوالات خود را نیز ارسال نمایند .

درصورت نیاز به دادخواست، شکواییه، لایحه می توانید مدارک خود را به شماره 09221900129 ارسال نمایید.

vasael.ir

وسائل_یکی از مهم‌ترین مسائل فقهی بحث از خیارات است؛ از آنجا که مردم در تمام زندگی خود با با معاملات سر و کار دارند با بحث خیارات نیز در ارتباط خواهند بود.

به گزارش پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی در اولین جلسه درس خارج فقه خود که در تاریخ 12 شهریور 96 برگزار شد، بحث از خیارات را شروع کرد و دو کتاب مکاسب شیخ انصاری و خیارات جواهر را دو منبع مناسب برای این بحث دانست.
وی در این درس به مناسب‌های تاریخی در ماه ذی‌حجه اشاره کرد و گفت: از همه ی مهمتر همان روز غدیر است که روز مهمی است که تا کنون اهمیت لازم را به آن نداده اند. غالبا به روزهای عزاداری اهمیت داده می شود و حال آنکه هرچند آن عزاداری ها در جای خود خوب است ولی باید دانست که روز عید غدیر روز پایه ریزی ولایت است.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم همچنین با ذکر روایتی عید غدیر را افضل اعیاد مسلمین دانست و افزود:‌ امیر مؤمنان با آن مقام والا کسی بود که هفتاد سال بر روی منابر مورد لعن قرار می گرفت. چنین مظلومتی را در اسلام کسی نداشته است.
آیت‌الله مکارم‌شیرازی در ادامه به بحث از خیارات پرداخت و با مهم دانستن این بحث خاطر نشان کرد:‌ عجیب این است که عدد خیارات را بسیار مختلف شمرده اند. بعضی آن را پنج و بعضی هفت و بعضی هشت و بعضی دوازده و بعضی چهارده تا شمرده اند و ما عدد دوازده را قبول داریم.

مشروح تقریرات این درس در ادامه آمده است؛

مقدمه ی بحث خیارات

ماه ذی الحجة ماهی است که در آن روزهای تاریخی بسیاری وجود دارد از جمله، از عید قربان تا آخر ذی الحجة شش روز تاریخی بسیار مهم وجود دارد. اولین آنها عید قربان است که از اعیاد مهم اسلامی است. دومین آنها پانزدهم همین ماه است که ولادت با سعادت امام دهم امام علی النقی می باشد. روز هجدهم نیز عید غدیر است که عید الله الاکبر می باشد. روز بیست و چهارم هم حاوی دو حادثه ی مهم تاریخی است که مباهله و نزول آیه ی ولایت و خاتم بخشی حضرت امیر به سائل می باشد. بیست و پنجم نیز روز نزول سوره ی هل اتی می باشد .

از همه ی مهمتر همان روز غدیر است که روز مهمی است که تا کنون اهمیت لازم را به آن نداده اند. غالبا به روزهای عزاداری اهمیت داده می شود و حال آنکه هرچند آن عزاداری ها در جای خود خوب است ولی باید دانست که روز عید غدیر روز پایه ریزی ولایت است. مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار در مورد اهمیت روز عید غدیر روایاتی دارد که ما به عنوان تبرک به یک روایت اشاره می کنیم :

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌ یَوْمُ غَدِیرِ خُمٍّ أَفْضَلُ‌ أَعْیَادِ أُمَّتِی‌ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِیَ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَماً لِأُمَّتِی (پرچمی برای امت من) یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی (زیرا همه پرچم را از دور می دیدند و هدایت می شدند) وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینَ وَ أَتَمَّ عَلَى أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً .[ 1 ]

اهمیت دادن به غدیر و بیرون آوردن غدیر از مظلومیت موجب می شود که برکاتی برای ملت به ارمغان آورده شود. ما هنگام نوشتن شرح بر نهج البلاغه مشاهده کردیم که شرح هایی که بر آن نوشته شده است بسیار کم است. حتی ده شرح بدردبخور و جامع وجود نداشت و حال آنکه برای قرآن بیش از هزار تفسیر نوشته شده است. این نشان می داد که نهج البلاغه نیز مانند خود امیر مؤمنان مظلوم واقع شده است. امیر مؤمنان با آن مقام والا کسی بود که هفتاد سال بر روی منابر مورد لعن قرار می گرفت. چنین مظلومتی را در اسلام کسی نداشته است .

برای آشنایی و آمادگی برای بحث های خیارات دو منبع خوب وجود دارد: یکی خیارات کتاب مکاسب است که توسط شیخ انصاری نوشته شده است که او به شکل جالبی این مباحث را مطرح کرده است. دوم نیز مبحث خیارات جواهر است و ما بیشتر ناظر به این دو منبع هستیم .

برای شروع بحث لازم است به چند مقدمه اشاره کنیم
مقدمه ی اول: خیارات از مهمترین مسائل فقهیه می باشد زیرا در تمامی لحظه ها مردم با معامله سر و کار دارند و شب و روز بیع و شراء می کنند و خیارات هم مربوط به بیع و شراء می باشد. در غالب این معاملات خیار یا خیاراتی وجود دارد. بنا بر این به همان دلیل که معاملات از اهم امور است خیارات هم از اهم امور می باشد. همه ی معاملات، خیار مجلس دارد و بسیاری از آنها خیار عیب، غبن و تبعض صفقه نیز دارد .

عجیب این است که عدد خیارات را بسیار مختلف شمرده اند. بعضی آن را پنج و بعضی هفت و بعضی هشت و بعضی دوازده و بعضی چهارده تا شمرده اند و ما عدد دوازده را قبول داریم .

محقق در شرایع تعداد آنها را پنج تا معرفی کرده است که عبارتند از: خیار مجلس، خیار حیوان، خیار غبن، خیار شرط (کسی جنسی را می فروشد و شرط می کند که مثلا تا یک ماه بتواند آن را فسخ کند) و خیار تأخیر (یعنی کسی جنسی را نقدا خریده است و تحویل نگرفته است و گفته است که وقتی ثمن را آماده کرده است آن را تحویل می گیرد که در این صورت فروشنده تا سه روز مهلت دارد و بعد از آن می تواند فسخ کند) .

مرحوم شیخ انصاری دو تا به آن اضافه کرده و عدد را به هفت رسانده است یعنی خیار رؤیت و خیار عیب را به آن اضافه کرده است. خیار رؤیت این است که فروشنده غیابا جنسی را با مشخصاتی می فروشد و بعد که مشتری رؤیت کرد متوجه می شود که آن اوصاف در جنس وجود ندارد. این در واقع خیار تخلف وصف هم می باشد .

محقق سبزواری نیز خیار هشتمی را اضافه می کند و آن خیار ما یفسد الیوم است. مانند اینکه کسی میوه و سبزی خریده و رفت و دیگر نیامد آن را ببرد که در نتیجه بایع آن را فسخ می کند و به دیگری می فروشد .

ما در رساله ی خود چهار خیار دیگر به آن اضافه کرده ایم و عدد را به دوازده رسانده ایم: خیار تدلیس (کسی تقلب کرده و جنسی را فروخته ولی ظاهر آن با باطنش فرق می کند)، خیار تخلف از شرط (این با خیار شرط فرق دارد مثلا کسی شرط کرده بود که بعد از فروش زمین پروانه ی آن را هم از شهرداری می گیرد ولی به آن شرط عمل نکرده است، خیار تبعض صفقه، (کسی جنسی را فروخت و مهلت استفاده از خیارات مشتری دید که نصف آن مال دیگری می باشد در اینجا معامله فقط در نصف صحیح است در نتیجه مشتری می تواند معامله را فسخ کند و ادعا کند که کل مال را می خواسته است) و خیار تعذر التسلیم (مشتری جنسی را می فروشد و می گوید که در انبار دارد و مال را تحویل می دهد و یا مثلا خانه ای را معامله کرده و مشخص می شود که خانه مشکل سند دارد و قابل واگذاری نیست. مشتری حق این را دارد که صبر نکند و معامله را فسخ نماید (.
مرحوم صاحب لمعه دو مورد دیگر به آن اضافه کرده و عدد را به چهارده رسانده است: خیار الشرکة (مشتری بعد از خرید متوجه می شود که مال ملک طلق نیست بلکه مال مشترک است در اینجا مشتری می تواند معامله را فسخ کند. فرق آن با خیار تبعض صفقه در این است که در خیار تبعض صفقه شاید شرکت وجود نداشته باشد.) و خیار التفلیس یعنی کسی جنسی را فروخته است و بعد مشخص شد که او محجور بوده و قاضی حق تصرف از اموال را از او گرفته بود. بایع که مفلّس است به مشتری می گوید صبر کند تا مشکل برطرف شود ولی مشتری می تواند صبر نکند و از خیار مزبور استفاده کند )
در اینجا نکته ای وجود دارد و آن اینکه صاحب جواهر متوجه شده است که در عدد خیار، اختلاف وجود دارد در نتیجه عذری آورده است و می فرماید: ولیس ذلک خلافا وانما هو مجرد جمع واستقصاء [ 2 ]
عبارت ایشان مبهم است و شاید مراد ایشان این باشد که اختلاف در عدد خیارات موجب اختلاف بین علماء نیست زیرا این عناوین با هم قابل ادغام هستند و هر کس مقداری از خیارات را استقصاء نموده است.
این در حالی است که خواهیم دید نمی توان بین آنها جمع و ادغام کرد و از طرفی مجتهد باید تمامی خیارات را استقصاء کند و بحث نماید .
به هر حال عجیب است که چگونه صاحب شرایع آن را فقط پنج عدد می داند و یا امام قدس سره که تحریر او محل بحث ماست فقط به هفت مورد اشاره می کند .
به هر حال نمی توان عذر موجهی برای این اختلاف پیدا کرد. ما ابتدا به هفت مورد که امام قدس سره به آن اشاره کرده است می پردازیم و بعد به سراغ هفت مورد دیگر می رویم و کل چهارده مورد خیار را بحث می کنیم .

ان شاء الله در جلسه ی آینده به سراغ دو مقدمه ی دیگر می رویم که شیخ انصاری در مکاسب ذکر کرده است .



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.